نحوه معامله با استفاده از این الگو


آموزش معامله کردن با پرایس اکشن

بازار بورس، بازار معاملات است و تکنیک‌ها در معاملات حرف اول را می‌زنند. تکنیک‌های بسیار زیادی در بازار بورس از گذشته تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته‌اند. با این حال، یکی از ساده‌ترین و موثرترین تکنیک‌های بازار بورس، استفاده از پرایس اکشن است. در این تکنیک بیش از هر چیز از کندل‌ها (الگوهای شمعی) استفاده می‌شود. بسیاری از افراد به جای استفاده از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال، از انواع پرایس اکشن‌ها استفاده می‌کنند. اما آیا می‌دانید که پرایس اکشن چیست و روش پرایس اکشن چگونه می‌تواند به درک نمودار و سودآوری کمک کند؟ ما در این مطلب قصد داریم آموزش پرایس اکشن را در اختیار شما قرار بدهیم تا بتوانید هم به خوبی با آن آشنا شوید و هم در آن را در کنار دانش تحلیل تکنیکال و فاندامنتال خود داشته به ذهن بسپارید تا با دانشی کامل وارد بازار بورس شوید.

پرایس اکشن چیست؟

پرایس اکشن روشی است برای معاملات در بازار مالی که شامل تجزیه و تحلیل حرکت اساسی قیمت در طول زمان است. پرایس اکشن توسط بسیاری از معامله گران خرد یا بزرگ و یا مدیران صندوق‌های بین المللی استفاده می شود تا مسیر آینده قیمت یک بازار مالی را پیش‌بینی کنند.

به عبارت ساده، پرایس اکشن به دنبال این است كه نشان دهد چگونه قیمت تغییر می‌كند تا پس از تغییر به بازار واکنش نشان بدهید. این امر به راحتی در بازارهایی با نقدینگی و نوسانات بالا مشاهده می‌شود، اما واقعاً هر چیزی که در یک بازار آزاد خریداری یا فروخته شود باعث ایجاد پرایس اکشن می‌شود.

برای این که این بخش از آموزش پرایس اکشن را به خوبی بفهمید باید گفت که این تکنیک از اندیکاتورها برای تجزیه و تحلیل بازار استفاده نمی‌کند. به بیان بهتر، پرایس اکشن حرکت قیمت در طی یک دوره زمانی را نشان می‌دهد. برخلاف دیگر تریدهایی که معمولا از اندیکاتورهای عقب‌تر از بازار استفاده می‌کنند، پرایس اکشن به بررسی حرکات قیمت در زمان حال می‌پردازد. بنابراین، این تحلیل نوعی تجزیه و تحلیل تکنیکال است، اما آنچه آن را از بسیاری از اشکال تحلیل فنی متمایز می‌كند این است كه تمرکز اصلی آن بر رابطه قیمت فعلی بازار با قیمت های گذشته یا اخیر آن است.

معامله گران می‌توانند از پرایس اکشن بازار استفاده کنند تا روند تفکر انسان را در پشت حرکت بازار توصیف کنند. هر یک از حاضران فعال در یک بازار با معاملات خود در بازارهای مختلف، ردی از فعالیت خود در جدول قیمت بازار به جا می‌گذارند و این سرنخ‌ها را می‌توان تفسیر کرد و از آنها برای پیش‌بینی و روشن کردن حرکت بعدی در بازار استفاده کرد. این همان هدفی است که تمامی تحلیل‌ها در بازار به دنبال آن هستند.

معرفی کندل و اجزای آن

از آن جایی که پرایس اکشن از طریق الگوهای کندل در داخل نمودارها مشخص می‌شود، برای ادامه آموزش پرایس اکشن نیاز است که نگاهی به کندل و اجزای آن داشته باشیم. چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم از پرایس اکشن و نمودار کندل (یا شمعدان) بفهمیم. در حالی که بیشتر معامله گران صرفاً به دنبال یک، دو یا حتی سه الگوی کندل در پرایس اکشن هستند می‌توان اطلاعات بسیار بیشتری را نیز از این الگوها استخراج کرد.

کندل‌ها فقط یک نشان از حرکت قیمت هستند که در نمودار نشان داده می‌شوند و مشخص می‌کنند که معامله گران در بازار چگونه عمل کرده‌اند. از طریق کندل‌ها می‌توانیم اطلاعات زیر را متوجه شویم:

• آیا قیمت کاملاً توسط گاوها یا خرس‌های بازار کنترل شده است یا خیر

• آیا کل کندل کاملاً صعودی است یا نزولی است

• هر کندل دارای شکل باز، بسته، بیشترین قیمت (high) و کمترین قیمت (high) است.

• هر کندل با تلاش خریداران و فروشندگان برای ورود و خروج از بازار تکمیل می‌شود.

معرفی الگوهای کندل

حال برای ادامه آموزش پرایس اکشن به سراغ الگوهای مختلف کندل‌ها در داخل نمودارهای قیمت می‌رویم. هر کدام از این الگوها دارای معنای خاصی هستند و به هنگام دیدن آن‌ها روی نمودار می‌توانید واکنش مناسب را انجام بدهید.

الگوی اینساید بار

اینساید بار كوچكتر و در محدوده زیاد تا حد متوسط بار یا نوار قبلی است یعنی بالای آن پایین‌تر از بخش بالایی نوار قبلی و پایین آن بالاتر از بخش پایینی نوار قبلی است. موقعیت نسبی آن می تواند در بالا، وسط یا پایین نوار قبلی باشد.

این امکان وجود دارد که بالای میله داخلی و نوار قبلی یکسان باشند، و گاهی ممکن است که در پایین کندل‌ها چنین اتفاقی بیفتد. اگر بالا و پایین هر دو یکسان باشند، تعریف آن به عنوان یک نوار درونی دشوار است، اما دلایلی وجود دارد که چرا ممکن است اینگونه تفسیر شود. این استراتژی پرایس اکشن معمولاً به عنوان یک الگوی شکست در بازارهای معتبر مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در صورت تشکیل در سطح نمودار کلیدی نیز می‌تواند به عنوان یک سیگنال معکوس معامله شود.

الگوی اوتساید بار

اوتساید بار از کندلی که قبل از آن قرار می‌گیرد بزرگتر است و کاملا با آن همپوشانی دارد. همچنین یکی دیگر از ویژگی‌هایی که می‌توان از طریق آن الگوی اوستاید بار را تشخیص داد این است که سقف آن بزرگ‌تر از کندل قبل از خود است و کف آن نیز کوچک‌تر از کندل پیشین از خودش است.

اگر این الگو را در داخل بازار مشاهده کردید باید بدانید که در کندل قبل از آن بی‌تصمیمی وجود دارد. با این حال بازار پس از نقطه‌ای که کندل اوتساید بار قرار دارد، تصمیم می‌گیرد که قیمت به سمت بالا برود یا پایین‌تر بیاید.

یکی از مسائلی که باید در نظر داشته باشید، ترکیب این الگو با الگوهای دیگر است. توجه به ترکیب این الگو با دیگر الگوهای پیش و پس از آن می‌تواند معناهای متفاوتی داشته باشد. با این وجود محل قرار گیری آن‌ها از همه چیز مهم‌تر است و بیشتر از هر چیز باید به آن توجه کرد. اگر کف اوتساید بار به وسط نزدیک باشد، وضعیتی را نشان می‌دهد که خریداران و فروشندگان نتوانسته‌اند بر یکدیگر غلبه کنند.

الگوی پین بار

یکی دیگر از الگوهایی که باید در آموزش پرایس اکشن به خوبی باید آن را یاد بگیریم الگوی پین بار است. یک الگوی پین بار از یک کندل منفرد تشکیل شده است و نشان از ریجکشن قیمت و وارونگی در بازار دارد. سیگنال پین بار در یک بازار معتبر و محدود قابل بررسی است و می‌تواند از یک سطح پشتیبانی یا مقاومت اصلی نیز با روند متقابل معامله شود. از آن جایی که انتهای پین بار نشان دهنده ریجکشن قیمت و معکوس شدن آن است، پین بار دلالت بر این دارد که ممکن است قیمت از جهتی که انتهای کندال نشان می‌دهد عوض شود.

دوجی (Doji)

  • این الگو یکی از معروف‌ترین الگوهای هر تحلیل و آموزش پرایس اکشن است و تشخیص و فهم کاربرد آن در پرایس اکشن بسیار آسان است. کندل دوجی شکلی شبیه به صلیب دارد که نقطه تقاطع درست در مرکز دو خط است. در یک کندل دوجی، قیمت در اصل بدون تغییر است. از این رو، این کندل نشان دهنده عدم تصمیم بازار است. به همین دلیل مانند یک ناحیه ازدحام است که درون یک کندل فشرده شده است. وقتی که این الگو را مشاهده کردید به دو صورت می‌توانید در داخل بازار واکنش نشان بدهید.
  • این الگوها می‌توانند برگشتی باشند
  • این الگوها می‌توانند ادامه‌دار باشند

پس هم می‌توانید (در صورت وجود ترند به سمت عقب) وضعیت خود را تغییر بدهید و هم می‌توانید (در صورت عدم وجود چنین روند معکوسی) به آن به عنوان یک سیگنال برای عدم واکنش در بازار استفاده کنید.

الگوی دوجی وقتی که قیمت آغازین و قیمت پایانی یک کندل با هم برابر باشد، ایجاد می‌شود. دوجی انواع مختلفی دارد و می‌توان با شناخت دوجی ستاره‌ای، دوجی پایه بلند، دوجی سنجاقک و دیگر نوع‌های آن‌، برداشت‌های مختلفی از دوجی داشت.

الگوی فیکی ماروبزو (Marubozu)

اگر بتوانید الگوی دوجی را به خوبی تشخیص بدهید، الگوی ماروبزو را نیز می‌توانید به راحتی تشخیص بدهید. علت این است که این دو الگو برعکس هستند. قیمت باز و قیمت بسته شدن در انتهای اکستریم کندل قرار دارد. ماروبزویی که که در بالاترین قیمت بسته می‌شود، قدرت صعودی قدرتمندی را نشان می‌دهد ، در حالی که وضعیت عکس آن، نشانگر خرسی شدن شدید بازار است.¬

بسیاری از کارشناسان معتقد هستند که این الگو، بیشتر از اینکه برای تجارت به درد بخورد، در آموزش پرایس اکشن و ابزارهای آن نقش بیشتری دارد. با قرار دادن کندل روی این بار، قادر به قضاوت در مورد جهت هر نوار هستیم. اگر قصد داشته باشید از این الگو در تجارت استفاده کنید، باید دو نکته را نحوه معامله با استفاده از این الگو در نظر داشته باشید.

  • نکته اول این که به آن به عنوان ادامه یک الگو در یک بریک اوت قوی نگاه کنید.
  • نکته دوم این است که می‌توانید از ترکیب آن با الگوهای دیگر، وضعیت‌های جدیدی را شناسایی کنید و از آن‌ها برای عمل در بازار استفاده کنید.

هارامی (Harami)

الگوی هارامی شامل یک کندل با بدنه کوچک است که قبل از آن یک کندل با بدنه بزرگ قرار دارد. در واقع کندل دوم در دل کندل بزرگ قبلی قرار گرفته است. هارامی در زبان ژاپنی به معنی باردار است و در واقع کندل بزرگ‌تر در این الگو، حکم مادر را دارد و کندل کوچک‌تر نشان دهنده بچه است. اهمیت اخطار الگوی هارامی به اندازه اهمیت اخطار الگوهایی مانند چکش، دارآویز و پوشا نیست. با پدید آمدن یک هارامی ترمز حرکت بازار کشیده می‌شود و بازار مدتی آرام می‌شود. کندل مادر نشان دهنده نقطه اوج و نزول بازار است.

خطوط روند

حال که نسبت به الگوها به شناخت کافی رسیدیم، باید برای ادامه آموزش پرایس اکشن به سراغ خطوط روند برویم. احتمالا می‌دانید که خطوط روند خطوطی هستند که در فرآیند تحلیل مالی باراز روی نمودار کشیده می‌شوند تا بتوان از آن‌ها نتایجی به دست آورد و در داخل بازار طبق این نتایج عمل کرد. خطوط روند در پرایس اکشن نیز کاربرد دارند چرا که می‌توان با کشیدن این خطوط روی الگوهای مختلف کندل، به نتایج جالبی رسید. با کشیدن این خطوط، کف‌ها و سقف‌های قیمت در داخل نمودار مشخص می‌شوند. خطوط روند پتانسیل بسیار خوبی در جذب کندل‌های برگشتی دارند. شما در واقع با این خطوط و استفاده از دانش خود می‌توانید به راحتی مقاومت‌ها و حمایت‌های بازار را تشخیص بدهید. همانطور که می‌دانید خطوط روند با داشتن دو نقطه رسم می‌شوند. برای کشیدن خطوط نزولی به دو کف و برای کشیدن خطوط صعودی به دو قله نیاز داریم. در چنین حالتی برخورد نقطه سوم با خط مشخص کننده واکنش سهم به نقاط حمایت و مقاومت است .

ارتباط میان حمایت و مقاومت و خطوط روند

هنگامی‌که روند بازار صعودی است، سطوح مقاومت با کند شدن حرکات قیمت و برگشت قیمت به سمت خط روند، شکل می‌گیرند. این وضعیت به خاطر رسیدن بیشتر معاملات قبلی به حد سود خود یا عدم اطمینان برای نگه‌داشتن معاملات باز قبلی ایجاد می‌شود. نتیجه‌ی این حرکات قیمت، ساخته شدن سقف و برگشت روند است که کاهش قیمت را به دنبال دارد. معامله گران حرفه‌ای که در حال رصد بازار هستند، در زمان برگشت قیمت از خط روند که همان سطح حمایت است، اقدام به واکنش به بازار می‌کنند چرا که با نگاه به گذشته بازار مشخص می‌شود که این محدوده مانع از سقوط بیشتر قیمت خواهد شد. برای مثال، همان‌گونه که در چارت پایین می‌بینید، خط روند به عنوان سطح حمایت عمل کرده و چندین بار مانع از کاهش قیمت شده است. عکس همین وضعیت در چارت‌ها معمولا برای سطح مقاومت رخ می‌دهد. برای درک هر چه بیشتر کاربرد نقطه سوم در تعیین حمایت و مقاومت باید تجربه کافی حضور در بازار را داشته باشید. امکان خطا نیز وجود دارد و ممکن است که شوک‌های ناگهانی بازیگرانی که سهام بسیار زیادی در بازار دارند، بتواند چنین حالتی را رقم بزند.

مفاهیم پرایس اکشن :

معاملات Set up

حال که به درک درستی از پرایس اکشن و فرآیند پیش بینی حرکت قیمت در بازار رسیده‌اید، باید برای اتمام آموزش پرایس اکشن به مفهومی با نام ستاپ معاملاتی بپردازیم. وقتی که محدوده‌های مقاومت و حمایت را شناسایی کردید، به حرکت قیمت در تایم فریم وسط یا معاملاتی نگاه می‌اندازیم.

سوئینگ‌ها

یکی از مفاهیمی که پیش از ورود به بخش ستاپ معاملاتی باید به آن توجه کرد، سوئینگ‌ها هستند. سوئینگ‌ها نشان دهنده تغییر جهت قیمت هستند. نحوه تشخیص آن‌ها نیز به این صورت است که باید پنج کندل را انتخاب کنید و از طریق دو کندل چپ و راست به وضعیت کندل وسط پی ببرید. دو نوع سوئینگ که به SH, SL معروف هستند، عکس هم عمل می‌کنند و نقاط تغییر به سمت بالا و پایین را تعیین می‌کنند. پیش از آن که به مباحث مربوط به شناسایی تایم نحوه معامله با استفاده از این الگو فریم‌ها و ستاپ‌های معاملاتی وارد شوید باید از طریق این سوئینگ‌ها متوجه شوید که چه روندی در بازار در جریان است.

اگر به خوبی نمودار قیمت را و تایم فریم‌ها را بررسی کنید، به یکی از مهم‌ترین ستاپ‌های معاملاتی برخواهید خورد که در آن قیمت به محدوده حمایت مقاومت رسیده و نمی تواند نفوذ کند و بشکند. به این نوع ستاپ، ستاپ معاملاتی TST می‌گویند.

گاهی اوقات پولبک‌ هایی نیز در حرکات قیمت دیده می‌شود. هنگامی که قیمت به محدوده حمایت مقاومت می‎رسد و در آن نفوذ می‌کند و از آن رد می‌شود باید دقت داشته باشید که آیا بعد از آن پولبک رخ داده یا خیر. اگر پولبکی مشاهده شد و به مسیر خود ادامه داد، BPB رخ داده است که یک پولبک ساده است.

نوع دیگری از ستاپ‌های معاملاتی که در آموزش پرایس اکشن اهمیت فراوان دارند BOFها هستند که وقتی ظاهر می‌شوند که قیمت به محدوده حمایت مقاومت می‌رسد و در آن نفوذ می‌کند ولی برخلاف ستاپ معاملاتی TST نمی‌تواند بشکند.

این مفهوم درست مثل BPB است با این تفاوت که پولبک آن پولبکی پیچیده است و به سادگی BPB نیست.

مووینگ اووریج

مووینک اوریج ها (MA) دسته‌ای اندیکاتورهای بررسی کننده‌ی قیمت هستند و یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که در اندیکاتورها مورد استفاده قرار می‌گیرد. مووینگ اوریج‌ها انواع گوناگونی دارند ولی در همه آن‌ها یک اساس مشترک وجود دارد و آن اووریج یا میانگین قیمت است. اگر یک مووینگ اوریج را روی نمودار خود استفاده کنید، به خوبی نوسان جزئی قیمت فیلتر می‌شود و یک روند برای در حرکت قیمت ایجاد می‌شود که به شما کمک می‌کند درک بهتری از نحوه معامله با استفاده از این الگو وضعیت حاضر و آینده قیمت در بازار داشته باشید. مووینگ اووریج به شما کمک می‌کند که پرایس اکشن را به خوبی پیاده سازی کنید.

جمع‌بندی

در این مطلب نگاهی به پرایس اکشن انداختیم و دیدیم که یکی از مهم‌ترین تحلیل‌هایی است که افراد مختلف می‌توانند در بازار پیاده سازی کنند و به سودآوری برسند. بدون شک شناخت پرایس اکشن می‌تواند به شناخت بیشتر رفتار بازار و بازیگران آن به شما کمک کند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد به جای تمرکز روی الگوهای دیگر و نمودارهای دیگر، روی آموزش پرایس اکشن تمرکز کرده‌اند. واقعیت نیز همین است که پرایس اکشن می‌تواند برای شما سودآور باشد.

امکان استفاده از پرایس اکشن فقط وقتی وجود دارد که به خوبی به بازار آگاه شده باشید و بتوانید الگوها را تشخیص بدهید، خطوط روند را مشخص کنید و سطوح حمایت و مقاومت را نیز به خوبی تشخصی بدهید. سعی کنید پیش از ورود به بازار هر آن چه که می‌توانید از پرایس اکشن بیاموزید و با سرمایه کم وارد بازار شوید تا تجربه کسب کنید. استفاده از پرایس اکشن بدون داشتن آگاهی نسبت به آن فقط می‌تواند نتیجه‌گیری‌های نادرست و ضررده بودن را برای شما به همراه داشته باشد و فقط با داشتن دانش و تجربه کافی از آن می‌توان به سوددهی رسید.

آموزش معامله با الگوهای پرچم صعودی

آموزش معامله با الگوهای پرچم صعودی

نمودار حرکات قیمتی یک دارایی جزء حیاتی تحلیل تکنیکال است. هر الگوی نمودار کلاسیک چشم انداز منحصر به فردی را درباره حرکت احتمالی قیمت در اختیار تریدر قرار می‌دهد. به طور کلی، الگوهای نموداری را می‌توان بر اساس پتانسیل حرکت قیمت آنها به دو حالت ادامه دهنده و معکوس کننده دسته بندی کرد. در این مقاله درباره یک الگوی نموداری ادامه دهنده با احتمال بالا که به عنوان الگوی پرچم صعودی شناخته می‌شود بحث خواهیم کرد.

الگوی پرچم گاوی یا bull flag یک الگوی عالی برای تریدرهایی است که در معاملات خود از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. حرکات ناگهانی معمولا ارتباط مستقیمی با الگوی پرچم صعودی دارد.

الگوی پرچم فارکس (Forex Flag Pattern) چیست؟

الگوی پرچم فارکس یکی از شناخته ‌شده‌ ترین الگو‌های ادامه دهنده در معاملات است. این الگوی روی نمودار معمولاً به عنوان یک تثبیت جزئی بین پایه‌های ایمپالسیو یک روند ظاهر می‌شود. هنگامی که این الگو در نمودار شکل می‌گیرد، احتمال زیادی وجود دارد که پرایس اکشن در جهت روند غالب بریک اوت بزند.

الگوی پرچم صعودی (bull flag) چیست؟

پرچم گاو نر یا پرچم صعودی یک الگوی ادامه دهنده است که به صورت مکث کوتاهی در روند به دنبال افزایش قیمت قوی رخ می‌دهد. الگوی نمودار bull flag شبیه یک کانال / مستطیل شیبدار رو به پایین است که با دو خط روند موازی در برابر روند قبلی نشان داده می‌شود. در طول این دوره از تثبیت، حجم باید از طریق شکل گیری آن کم شده و بر روی شکاف بالاتر فشار بیاورد. شکل گیری اصلی قیمت الگوی bull flag، شبیه پرچمی است که روی یک میله قرار دارد، از این رو همنام آن است.

الگوی پرچم صعودی (bull flag) چیست؟

این الگو در طول روندهای صعودی شکل می‌گیرد. الگوی bull flag با یک روند صعودی شروع می‌شود، که سپس متوقف شده و به یک اصلاح نزولی جزئی تبدیل می‌شود. اوج و کف این اصلاح نیز موازی است. تایید الگوی bull flag با بریک اوت صعودی اتفاق می‌افتد.

الگوی پرچم صعودی (bull flag) چیست؟

توجه کنید که الگوی پرچم صعودی با یک میله bull flag شروع می‌شود که به اصلاح نزولی تبدیل می‌شود. با شکست خط کانال بالایی، انتظار داریم روند صعودی غالب ادامه دار باشد.

تشخیص پرچم صعودی در نمودارهای فارکس

شناسایی یک پرچم صعودی در نمودار پیچیده است؛ زیرا این الگو شامل چندین مؤلفه مختلف است. تریدرها باید این مؤلفه‌ها را به درستی شناسایی و درک کنند تا بتوانند با استفاده از این الگو با موفقیت معامله کنند. نکات کلیدی که هنگام معامله با الگوی bull flag باید به آنها توجه کرد عبارتند از:

  • روند صعودی قبلی (میله پرچم)
  • شناسایی تثبیت شیب دار نزولی (bull flag)
  • اگر بازگردانی عمیق‌تر از 50 درصد شود، ممکن است الگوی پرچم تشکیل نشده باشد.
  • در حالت ایده آل، روند اصلاحی در حدود کمتر از 38 درصد روند اصلی به پایان می‌رسد.
  • در پایین پرچم یا در نقطه بریک اوت اوج کانال وارد شوید.
  • به دنبال شکست قیمتی بالاتر با طول برابر با اندازه میله پرچم باشید.

استراتژی معامله پرچم صعودی

مثال معاملاتی زیر، bull flag را در نمودار AUD / CAD فارکس نشان می‌دهد.

آموزش معامله با الگوهای پرچم صعودی

همانطور که در الگوی نمودار bull flag در بالا نشان داده شده است، تریدرها از طریق کالاها، بازار سهام و ارزها ریسک می‌کنند‌. در نتیجه، دلار استرالیا در برابر اکثر ارزهای دیگر عملکرد خوبی داشت. این عملکرد خوب تا حدی به این دلیل بود که با توجه به نرخ بهره، نرخ بازدهی بالاتری ارائه می‌دهد. از این رو، تریدرها یک پس زمینه فاندامنتال برای حمایت از تصویر تکنیکال دلار استرالیا دارند.

جفت ارز AUD / CAD فارکس از الگوی نحوه معامله با استفاده از این الگو پرچم دور نیست. روند صعودی قبلی (میله پرچم) با رنگ مشکی مشخص شده است. قیمت‌ها در کانالی با شیب ملایم رو به پایین (آبی) ادغام شدند. برای معامله با الگوی پرچم، تریدرها می‌توانند یک ورودی را در انتهای پایین کانال قیمت زمان ‌بندی کنند یا منتظر بریک اوت بالای کانال بالایی (زرد) باشند. تریدرها سپس با پیش ‌بینی طول میله پرچم قبل از پرچم (خط نقطه ‌دار سیاه) به دنبال سود هستند.

مشاهده الگوی پرچم صعودی

در نمودار زیر، شاهد حرکت قیمت پوند / دلار آمریکا در بازه زمانی روزانه هستیم. میله پرچم (خط روند صعودی آبی) شروع یک روند صعودی را پوشش می‌دهد. پس از ایجاد یک پیک کوتاه مدت، پرایس اکشن تا حدود 50 درصد حرکت اولیه اصلاح می‌شود.

مشاهده الگوی bull flag

در این مورد، تثبیت کمی بیشتر از حد معمول زمان برده است؛زیرا خریداران قدرت خود را تثبیت می‌کنند. در نهایت، یک شکست قیمتی به سمت بالا وجود دارد که قیمت را به شدت بالاتر می‌برد.

تفاوت الگوی پرچم صعودی و نزولی

الگوی bull flag و پرچم نزولی الگوی نمودار یکسانی را نشان می‌دهند، اما قرینه یکدیگر هستند.

  • پرچم نزولی در یک روند نزولی ظاهر می‌شود در مقابل bull flag در یک روند صعودی رخ می‌دهد.
  • زمانی که قیمت کانال پایینی را بشکند، الگوی پرچم نزولی بریک اوت می‌زند.
  • هر دو الگوی پرچم صعودی و پرچم نزولی، قیمت هدف را با استفاده از طول میله پرچم اندازه گیری می‌کنند.

الگوی پرچم صعودی تا چه اندازه در بازار فارکس قابل اعتماد است؟

میزان اطمینان الگوی پرچم صعودی به موفقیت چک لیست ذکر شده در بالا بستگی دارد. هنگامی که تمام اجزای bull flag شناسایی شده و در نمودار وجود داشت، الگوی پرچم صعودی به عنوان یک الگوی قدرتمند برای معامله در نظر گرفته می‌شود.

الگوی خرچنگ در تحلیل تکنیکال

 الگوی خرچنگ در تحلیل تکنیکال

معامله بر اساس الگوهای هارمونیک، نوعی از تحلیل تکنیکال به شمار می‌رود که به صورت گسترده در تمامی بازارهای مالی انجام می‌شود، معاملات هارمونیک از الگوی‌های قیمتی مشخصی استفاده می‌کند که بر اساس نسبت‌های فیبوناچی معینی ایجاد می‌شوند.

الگوهای هارمونیک جزو الگوهای بازگشتی محسوب می‌شوند و می‌توانند تغییر جهت احتمالی قیمت را به معامله گر نشان دهند، این تغییر جهت ممکن است یک اصلاح موقت قیمت و یا یک تغییر روند کلی باشد.

یکی از این الگوهای هارمونیک، الگوی خرچنگ می‌باشد که از مهم‌ترین الگوهای هارمونیک موجود در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود. اینالگو را می توان در اغلب بازارهای مالی مشاهده کرد و بر اساس داده‌های آن، موقعیت مناسبی برای ورود و خروج از بازار، اتخاذ کرد.

در این مقاله به بررسی ساختار الگوی خرچنگ می‌پردازیم و نحوه معامله بر اساس این الگو را آموزش خواهیم داد.

پیشنهاد مطالعه: فارکس

الگوی هارمونیک خرچنگ

الگوی هارمونیک خرچنگ

الگوی خرچنگ در سال 2001 کشف شد، الگوی خرچنگ جزو الگوهای بازگشتی تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود و از اعداد و درصدهای فیبوناچی برای تحلیل نمودار استفاده می‌کند.

این الگو با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی می‌تواند نواحی مناسب برای بازگشت قیمت در نمودار را پیش‌بینی کند. بر اساس این ساختار می‌توان نقاطی که در آن‌ها تغییر جهت حرکت قیمتی رخ می‌دهد را تشخیص داد و آن‌ها را در معاملات خود مد نظر قرار داد.

برای درک بهتر از نحوه عملکرد الگوی خرچنگ بهتر است تا با انواع الگوی هارمونیک خرچنگ آشنا شویم. ساختار الگوی خرچنگ به گونه‌ای است که می‌تواند به دو شکل صعودی و نزولی در نمودار پدیدار شود.

الگوی خرچنگ صعودی

الگوی خرچنگ صعودی

این الگو همان‌طور که پیش‌تر گفته شد یک الگو نزولی می‌باشد که در انتهای الگو، قیمت نمودار با رشد نسبی همراه می‌شود و پس از آن به روند صعودی تبدیل می‌شود، به صورت کلی می‌توان گفت الگوی خرچنگ صعودی می‌تواند نشان از رشد قیمتی در نمودار باشد.

الگوی خرچنگ صعودی به وسیله رشد قیمت از نقطه X به سمت نقطه A حرکت خود را آغاز می‌کند، پس از آن یک اصلاح از نقطه A تا نقطه B شکل می‌گیرد که این اصلاح می‌تواند در نسبت 0.38 تا 0.618 موج XA حرکت کند.

پس از اصلاحی که شکل گرفت، بار دیگر شاهد رشد قیمت به‌ اندازه خط BC خواهیم بود که نقطه C در سطوح اصلاحی 0.38 تا 0.88 درصد موج AB قرار می‌گیرد، در نهایت حرکت آخر این الگو یک افت قیمت به وسیله خط CD می‌باشد که نقطه D به صورت تقریبی در سطح اصلاحی 2.618 تا 3.618 موج BC، قرار می‌گیرد.

در این مرحله می‌توان مشاهده کرد که الگوی خرچنگ نسبت به سایر الگوهای هارمونیک اصلاحات بیشتری انجام داده است، در این نقطه همچنین در نسبت 1.618 موج XA قرار دارد و در الگوی خرچنگ صعودی نقطه D را می‌توان ابتدای روند پر‌قدرت صعودی محسوب کرد و می توان با تشخیص آن وارد معامله خرید شد.

اهداف قیمتی در این الگو را می‌توان در چند نقطه تعریف کرد که نقطه اول آن، تراز 61.8 درصد خط CD می‌باشد، پس از آن نقاط C و نقاط A و در صورت شکست مقاومت قیمتی A، می‌توان انتظار داشت که نمودار قیمت تا تراز ۱.۲۷۲ AD و سپس تا تراز ۱.۶۱۸ AD حرکت صعودی و رشد داشته باشد.

در نهایت حد ضرر در الگو خرچنگ صعودی را می‌توان کمی پایین‌تر از نقطه D در نظر‌گرفت.

مشاهده بیشتر: آموزش فارکس

الگوی خرچنگ نزولی

الگوی خرچنگ نزولی

الگوی خرچنگ نزولی هشداری از افت قیمت در نمودار می‌باشد و آن را با نماد W در تحلیل تکنیکال مشخص می‌کنند.

با تشکیل این الگو در انتهای روند صعودی، قیمت در نمودار با افت همراه می‌شود و روند نزولی قدرتمندی در نمودار قیمتی اتفاق می‌افتد.

الگوی خرچنگ نزولی، به وسیله افت قیمت از نقطه X به نقطه A حرکت خود را آغار می‌کند، موج حرکتی بعدی این الگو به صورت یک اصلاح در خلاف روند، از نقطه A تا نقطه B تشکیل می‌شود و نقطه B به صورت تقریبی در نسبت 0.38 تا 0.61 درصد موج XA قرار می‌گیرد.

پس از این رشد قیمتی، دوباره قیمت یک اصلاح و نزول به اندازه خط BC انجام می‌دهد که این افت قیمت می‌تواند به صورت تقریبی تا تراز 0.38 تا 0.88 موج AB ادامه پیدا کند و با این نزول قیمتی نقطه C به وجود می‌آید.

در نهایت حرکت آخری که در این الگو به وجود می‌آید، افت قیمت به وسیله خط CD می‌باشد که نقطه D می‌تواند به صورت تقریبی در سطح اصلاحی 2.618 تا 3.618 موج BC، حرکت کند و همچنین این نقطه در نسبت 1.618 موج XA قرار می‌گیرد، در این الگو نقطه D، ابتدای روند نزولی قیمت است و می‌توان در نقطه D وارد معامله فروش شد.

اهداف قیمتی در این الگو را می‌توان در چند نقطه تعریف کرد که نقطه اول آن، تراز 61.8 درصد خط CD می‌باشد، پس از آن نقاط C و نقاط A و در صورت شکست مقاومت قیمتی A و در صورت شکست مقاومت قیمتی A، می‌توان انتظار داشت که نمودار قیمت تا تراز 1.27 AD و سپس تا 1.618 AD به ریزش قیمتی خود ادامه دهد.

در نهایت حد ضرر در الگو خرچنگ نزولی را می‌توان کمی بالاتر از نقطه D در نظر‌گرفت.

مشاهده بیشتر: آموزش رایگان فارکس

الگوی خرچنگ عمیق (Deep Crab)

الگوی خرچنگ عمیق (Deep Crab)

در ساختار الگوی خرچنگ معمولی، موج دوم حرکت آن تا نزدیک به 2/38 نسبت به روند اولیه ادامه پیدا می‌کند که معمولاً آن را نقطه B الگو می‌نامند، اما در این الگو اگر این نقطه نسبت به خط اولیه، عمق بیشتری داشته باشد یعنی در ترازهای بالاتر فیبوناچی تشکیل شود یا حتی تا نزدیکی‌های سقف قبلی پیش برود، الگوی خرچنگ عمیق شکل می‌گیرد.

توجه داشته باشید که معمولا این الگو به ندرت اتفاق می‌افتد اما توجه به آن می‌تواند در استراتژی و روند تحلیل معامله گر تاثیر زیادی داشته باشد.

پیشنهاد ویژه: استراتژی فارکس

جمع بندی نهایی

در این مقاله به بررسی ساختار کلی الگوی خرچنگ و نحوه معامله با استفاده از این الگو را بیان کردیم و نکات معاملاتی آن و ترسیم صحیح الگو را شرح دادیم. الگوی خرچنگ در تحلیل تکنیکال از کاربردی ‌ترین الگوها برای معامله در بازار های مالی به شمار می‌رود و طبق آن می‌توان معاملات مطمئن تری انجام داد. مشاهده این الگو در نمودار، به درک ما از روند حرکتی نمودار قیمت‌های مختلف کمک بسیار مؤثری می‌کند و طبق ساختار آن، موقعیت‌های مناسبی برای ورود به نمودار و خروج از آن انتخاب می‌کنیم.

مشاهده بیشتر: آموزش پیشرفته فارکس

سوالات متداول

الگوی خرچنگ چیست؟

الگوی خرچنگ جزو الگوهای بازگشتی تحلیل تکنیکال محسوب می‌شود و از اعداد و درصدهای فیبوناچی برای تحلیل نمودار استفاده می‌کند.

الگوی سر و شانه چیست؟ آموزش روش معامله با الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه یکی از ساده ترین الگوهای معاملاتی در بازارهای سرمایه ای محسوب می شود که شما می توانید از آن در انواع بازارهای سرمایه ای، به خصوص بازار دو طرفه استفاده کنید. این الگو در هر تایم فریمی قابل استفاده است و تقریبا از اطمینان خوبی برخوردار است. در ادامه خواهیم دانست الگوی سر و شانه و چگونه می توان از الگوی سر و شانه در معامله استفاده کرد. با ما همراه باشید.

الگوی سر و شانه چیست؟

به طور کلی الگوی سر و شانه یکی از انواع الگوهای بازگشتی محسوب می شود. به عبارت ساده تر الگوی سر و شانه در دسته الگوهایی قرار می گیرد که می تواند به ما نشان دهد یک روند صعودی یا نزولی تمام شده است و قرار است روند دیگری شروع شود.

اما بیایید کمی مفهومی تر بدانیم الگوی سر و شانه چیست. چرا که برای معامله با الگوی سر و شانه همواره لازم نیست دنبال چند قله پی در پی یا چند دره پی در پی باشیم. با یادگیری مفهوم و با استفاده از چند نشانه می توانیم این الگو را به سادگی پیدا کنیم.

به شکل آکادمیک الگوی سر و شانه در انتهای روند صعودی به شکل دو شانه و یک سر مطابق شکل تشکیل می شود. همچنین الگوی سر و شانه در انتهای روند نزولی نیز از همین دو شانه و یک سر اما به شکل برعکس ( دره ) ایجاد می شود. آن چیزی که متداول است این است نحوه معامله با استفاده از این الگو که اساسا الگوی سر و شانه در انتهای روند صعودی اطمینان بخش تر است و کمتر می توان این الگو را در انتهای یک روند نزولی پیدا کنیم.

از این روست که گفته می شود که غالبا الگوی سر و شانه کارایی خوبی در بازارهای دو طرفه دارد. زیرا شما با تشخیص این الگو در بازار هایی مانند بازار فارکس و … از نزول قیمتی سهم سود ببرید. اما در بازارهایی مانند بازار بورس ایران و … عملا شما تنها برای تشخیص زمان خروج از بازار می توانید از الگوی سر و شانه صعودی استفاده کنید.

در کنار شانه ها و سر مفهوم دیگری به نام گردن وجود دارد. گردن خطی است که شانه و سر در آن تشکیل شده است. برای درک بیشتر این مسئله به تصویر زیر توجه کنید.

الگوی سر و شانه چیست

اما همانطور که می دانید پیدا کردن یک الگو یا حتی یک روند ساده در بازار کار چندان ساده ای نیست. در واقع هیچ گاه الگوها در بازار به شکل شارپ و مشخص تشکیل نمی شود و حتی ممکن است یک الگو نیمه کاره بماند. از این روست که گفته می شود سعی کنید در یادگیری الگوی سر و شانه و اینگونه موارد مفاهیم را بدانید تا بتوانید بر اساس این مفاهیم پیش بروید و عملا بتوانید ساده تر این الگو ها را پیدا کنید. از این رو در ادامه به شکل مفهومی می خواهیم بدانیم الگوی سر و شانه چیست و چگونه می توان بر اساس الگوی سر و شانه در معامله موفق بود.

الگوی سر و شانه و مفهوم واقعی آن

همانطور که گفته شد الگوی سر و شانه یک الگوی بازگشتی است. از این رو شما برای تشخیص این الگو باید به روند بازار نگاه کنید. در واقع شما در وسط یک روند صعودی یا نزولی نمی توانید این الگو را پیدا کنید. همچنین در یک روند متعادل و رنج نیز کمتر پیش می آید که الگوی سر و شانه تشکیل شود. اما در انتهای روند صعودی یا انتهای یک روند نزولی شما می توانید برای تایید تغییر روند به دنبال الگوی سر و شانه باشید.

در واقع شما باید به واسطه الگوها یا شاخص های دیگر متوجه انتهای مسیر صعودی یا نزولی شده باشید و یا حداقل احساس کرده باشید که این روند بنا به دلایلی مانند رسیدن به یک سطح مقاومت یا حمایتی قوی در حال تغییر روند است. نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که اساسا این خط حمایتی یا مقاومتی قوی می تواند همان گردن الگوی سر و شانه را تشکیل دهد.
به عبارت ساده تر گردن الگوی سر و شانه می تواند در کانال حمایتی یا مقاومتی پیدا شود و شما بر اساس همین گردن می توانید سر و شانه های را پیدا کنید.

نکته مهم دیگری که باید بدانید این است که نقاط برخورد و بازگشت سر و شانه ها اساسا در یک خط ( خط گردن ) قرار دارد. بنابراین شما برای پیدا کردن الگوی سر و شانه باید بتوانید یک روند کوچک در انتهای روند صعودی یا نزولی پیدا کنید. این مسئله می تواند شما را برای پیدا کردن الگوی سر و شانه راهنمایی کند.

بنابراین اگر بخواهیم به شکل خلاصه تر بیان کنیم، اساسا شما می توانید بر اساس چند فاکتور ساده مانند پیدا کردن خط روند و انتهای آن، پیدا کردن خط گردن و همچنین پیدا کردن کانال های حمایتی و مقاومتی مهم عملا این الگو را پیدا کنید.

بر اساس پیدا کردن این الگو شما می توانید نسبت به تغییر روند بازار مطمئن شوید. به عبارت ساده تر در بسیاری از آموزش ها گفته می شود که شما با پیدا کردن الگوی سر و شانه می دانید که روند در حال تغییر است. اما نکته ای که وجود دارد این است که اساسا الگوهایی مانند الگوی سر و شانه در معامله نقش تایید کننده را بر عهده دارد.

از این رو شما باید خودتان بیشتر مسیر را بروید و اگر در انتهای مسیر تایید کننده هایی از جنس الگوی سر و شانه را پیدا کردید می دانید که روش شما درست بوده و می توانید از آن در جهت اطمینان خاطر از ورود به بازار یا خروج از معامله استفاده کنید. این مفهوم اصلی است که شما باید آن را بدانید و بتوانید بر اساس آن شروع به معامله گری در بازار کنید.

الگوی سر و شانه

حد سود و ضرر توسط الگوی سر و شانه

نکته مهم دیگری که شما باید در مورد الگوی سر و شانه بدانید این است که اساسا این الگو می تواند حد سود و ضرر خوبی برای ورود به بازار به شما نشان دهد.
اگر فرض کنیم شما در یک بازار دوطرفه فعالیت می کنید. یعنی می توانید از طریق نزول قیمتی نیز سود به دست بیاورید، در الگوی سر و شانه ای که انتهای روند صعودی تشکیل می شود قله ی شانه دوم یا انتهایی به عنوان حد ضرر شناسایی می نحوه معامله با استفاده از این الگو شود. به عبارت ساده تر اگر روند الگو تکمیل شده باشد و بعد از آن خط گردن رو به پایین شکسته شده باشد اما بر اساس هر دلیلی این روند ادامه دار نبود و به حالت صعودی برگردد شما باید در حد ضرری به اندازه قله شانه دوم از معامله خارج شوید.

حد سود بر اساس الگوی سر و شانه نیز ساده است. به اندازه فاصله قله سر تا گردن شما می توانید حد سود خوبی در نظر بگیرید. به طور مثال اگر نقطه قله سر در عدد ۱۰۰ دلار قرار داشته باشد و خط گردن در محدود ۸۰ دلار باشد. عملا شما از محل ورود ( گردن ) به اندازه ۲۰ دلار انتظار سود می توانید داشته باشید.

بنابراین اگر شما بعد از شکسته شدن خط گردن پس از شانه دوم وارد معامله شده باشید می توانید بر اساس حد سود و ضرر گفته شده معامله خودتان را انجام دهید.
در مورد الگوی سر و شانه معکوس یا همان الگویی که در انتهای خط روند نزولی تشکیل می شود نیز تقریبا داستان بدین شکل است. در واقع در این حالت شما باید حد ضرر خود را در قعر دوم ( شانه دوم ) قرار دهید و بر اساس فاصله میان سر تا گردن ( قعر سر تا گردن ) حد سود خودتان را مشخص کنید. بر این اساس است که حد سود و ضرر شما مشخص می شود.

بنابراین اگر بخواهیم به طور کلی بیان کنیم الگوی سر و شانه یک تایید کننده و راهنما در انتهای مسیر صعودی یا نزولی است. این که شما بخواهید با جست و جوی این الگو انتهای روند صعودی یا نزولی را تشخیص دهید، اشتباه است. شما باید کار و استراتژی خودتان را پیش ببرید و در صورتی که این الگو را در انتهای روند مشاهده کردید از تایید و راهنمایی آن در جهت تعیین سود و حد ضرر استفاده کنید.

الگوی سر و شانه در معامله

سوالات متداول

۱- آیا شیب گردن الگوی سر و شانه اهمیت دارد؟
به طور کلی شیب گردن الگوی سر و شانه در معامله تاثیری ندارد. در واقع این شیب می تواند تا حدودی قدرت بازار را نشان دهد. به طور مثال اگر شیب مثبت باشد نشان می دهد که قدرت خوبی در بازار وجود دارد و احتمالا الگوی سر و شانه سریع تر تشکیل می شود ولی اگر این شیب منفی باشد عملا قدرت بازار کم است و روند به کندی تکمیل می شود. اما این چیزی نیست که بخواهد چندان تاثیری در معاملات شما داشته باشد.

۲- آیا الگوی سر و شانه همواره کامل است؟
خیر – نه تنها الگوی سر و شانه، بلکه هیچ الگوی دیگری همواره کامل تشکیل نمی شود. در واقع در برخی از مواقع این احتمال وجود دارد که الگو نیمه رها شود و به طور کلی خاصیت خود را از دست دهد. از این رو همواره پیشنهاد می شود که بعد از تکمیل الگوی نحوه معامله با استفاده از این الگو سر و شانه و شکسته شدن خط گردن بعد از شانه دوم اقدام به معامله کنید. در غیر این صورت ممکن است متضرر شوید.

معرفی کامل الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال + نحوه استفاده از آن در معاملات

بررسی و تحلیل نمودار بازار مالی به کمک الگوهای مختلفی که در این فضا به وجود آمده، امکان پذیر است. هنگام ارزیابی تغییرات و نوسانات قیمت در بازار می‌توان از ابزارهایی مثل اندیکاتورها استفاده کرد. اما اگر الگوهای ایجاد شده روی نمودار مورد بررسی قرار نگیرد، تحلیلگر هیچگونه اطلاعاتی برای پیش بینی وضعیت آینده بازار نخواهد داشت.

یکی از بهترین الگوهایی که امروزه توسط تحلیلگران مورد استفاده قرار می‌گیرد، الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال می‌باشد. الگوی (rectangle) ویژگی‌های جالبی دارد که باعث شده است امکان بررسی و ارزیابی نمودارهای بازار مالی برای تحلیل گران حرفه‌ای و مبتدی نیز به وجود بیاید. در ادامۀ این مقاله از مجموعه جی تو او قصد داریم درباره الگوی مستطیل و ویژگی‌های آن برای شما توضیح دهیم.

فهرست عناوین مقاله:

الگوی مستطیل یا Rectangle Pattern در تحلیل تکنیکال چیست؟

فضاسازی در بررسی نمودار بازار مالی اهمیت بسیار زیادی دارد. در این نمودار کندل‌هایی وجود دارد که به موازات یکدیگر یا با فاصله، شکاف و حرکت کردن در مسیر بازار ایجاد می‌شوند. تحلیلگران الگوهای مختلفی برای نحوۀ ایجاد این کندل‌ها در نمودارهای بازار مالی طراحی کرده‌اند. یکی از این الگوها، الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال می‌باشد.

هنگامی که شما در حال بررسی نمودار بازارهای مالی هستید و نمودار را در یک محدودۀ زمانی خاص مورد بررسی قرار می‌دهید، مشاهده می‌کنید که کندل‌ها با ارتفاعات گوناگون و به شکل‌های مختلفی ایجاد می‌شوند. هنگامی که روی نمودار مشاهده کنید سقف و کف قیمت‌ها در کندل‌ها به موازات یکدیگر و به شکل افقی ایجاد شوند، می‌توان گفت که یک الگوی (rectangle) در نمودار بازار مالی به وجود آمده است که شرایط ویژه‌ای برای تحلیل و ارزیابی دارد.

در ادامه به شما توضیح می‌دهیم که الگوی مستطیل به صورت ظاهری روی نمودار چگونه ایجاد می‌شود و همچنین هنگام ایجاد الگوی مستطیل، بازار نحوه معامله با استفاده از این الگو در چه وضعیتی قرار دارد. ابتدا بیاید به بررسی وضعیت ظاهری الگوی مستطیل بپردازیم. شما برای هر کندل بالاترین و پایین‌ترین قیمت را می‌توانید مشاهده کنید که اصطلاحاً کف و سقف قیمتی هستند. یعنی هر کندل بالاترین و پایینترین میزان قیمت را به شما نشان می‌دهد.

هنگامی که شما به صورت پی در پی در چند کندل متوالی مشاهده کردید که کف و سقف قیمت‌ها به موازات یکدیگر ایجاد شده‌اند، می‌توان گفت یک الگوی مستطیل به وجود آمده است. در واقع رخداد یک مسئله در بازار مالی باعث ایجاد الگوی مستطیل روی نمودار شده است. در این حالت بازار در وضعیت درجا زدن قرار دارد. پیدایش قله و دره به صورت پی در پی و منظم نشان می‌دهد که قیمت‌ها به شکل ثابتی در حال نوسان هستند.

اما میزان نوسانات بسیار کوچک بوده و در نهایت سقف و کف قیمتی را تغییر نمی‌دهد و باعث می‌شود که کندل‌ها در یک مسیر ثابت به سمت جلو حرکت کنند. منظور از ایجاد یک وضعیت ثابت در بازار مالی این است که میزان خرید سهام با فروش سهام در بازار به سطح یکسانی رسیده است. برابر شدن سطح خرید و فروش باعث می‌شود ناحیه‌های حمایت و مقاومت در بازار مالی نیز برابر شود. در نتیجه قیمت در یک مسیر افقی پیش خواهد رفت. بنابراین می‌توان گفت بازار وضعیت ثابت یا توقف به خود گرفته است.

*نکته: اصطلاح بریک اوت به زمانی اشاره دارد که قیمت یک دارایی خط مقاومت یا خط حمایت را شکسته و به سمت دیگر خط برود و در آنجا تثبیت شود. بریک ‌اوت نشان‌دهنده‌ پتانسیل قیمت برای شروع روند در جهت شکست است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.