استراتژی ورود به بازار چیست؟


استراتژی های کسب و کار بین المللی

کسب و کارهای بین المللی نقش مهمی در عرصه بین المللی کسب و کار بازی می کنند. در دنیای رقابتی کسب و کارهای امروزی تنها فرصتی که برای رشد یک کسب و کار و دستیابی به سود وجود دارد فعالیت در خارج از مرزهای کشور است. مطالعه کسب و کار بین المللی به شما کمک می کند تا با این جهان در حال تحول مواجه شوید.

توسعه مهارت های مرتبط با فعالیت در بازارهای بین المللی برای موفقیت در کسب و کار در جهان امروز ضروری است. در این رابطه کتاب استراتژی بازرگانی بین الملل به شما کمک می کند تا زمینه مناسبی برای شکل گیری کسب و کار بین المللی خود فراهم کنید.

کسب و کارهای بین المللی و استراتژهای ورود به آن

کسب و کارهای بین المللی می توانند هر یک از فعالیت های زنجیره ارزش خود را در هر کجای دنیا انجام دهند. به این معنی که یک شرکت که وارد بازار کسب و کارهای بین الملل می شود می تواند در یک کشور تولید کند، در کشوری دیگر قطعات و اجزای محصولات را به هم متصل کند، و در کشور سومی محصولات خود را به فروش برساند و نهایتاً در کشور چهارم خدمات پس از فروش را انجام دهد.

کارکرد اصلی استراتژی های ورود به کسب و کار بین المللی ارائه مکانیزم هایی برای انجام فعالیت های مختلف زنجیره ارزش، در موقیعت ها (و مکان های) دیگر است. به عنوان مثال، اجازه دهید بررسی کنیم که چگونه شرکت کامپیوتری اپل، از استراتژی های ورود در عملیات خود در اروپا استفاده می کند. از جمله استراتژی های ورود به بازار بین المللی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • صادرات مستقیم و غیرمستقیم
  • لیسانس و فرانچایز
  • به اشتراک گذاری فناوری
  • سرمایه گذاری مستقیم خارجی

قبل از نهایی کردن انتخاب یک استراتژی ورد به کسب و کار بین المللی، مدیران باید چندین مسئله استراتژیک وسیع تر را به عنوان بخشی از فرموله کردن چنین استراتژی در نظر بگیرند. به طور خاص مدیران بین المللی باید موارد زیر را در نظر داشته باشند:

  • اهداف استراتژیک شرکت با توجه به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت مانند سود در برابر یادگیری
  • قابلیت های بین المللی شرکت برای انجام تجارت در بازارهای هدف
  • مقررات دولتی محلی مربوط به محصولات یا خدمات شرکت در کشورهای هدف
  • ویژگی های فرهنگی و نهادی محصولات هدف و بازار هدف
  • فاصله جغرافیایی و فرهنگی بین کشور و منطقه هدف
  • توازن بین ریسک و کنترل

کسب و کار بین المللی – فرهنگی در بازارهای نوظهور

کسب و کار بین المللی بدون درک کافی از محیطی که کسب و کار در آن انجام می گیرد، کامل نخواهد بود. به طور خاص، بررسی تأثیر عناصر مهم محیط سازمانی مانند محیط سیاسی و حقوقی ضروری می باشد. بینش استراتژیک کسب و کارهای بین المللی در بازارهای نظهور نشان می دهد که فقدان عملکرد صحیح نهادها و همچنین اجرای ضعیف چنین نهادهایی، نقش مهمی در چالشی شدن محیط کسب وکار در بازارهای نوظهور ایفا می کنند. بنابراین برای مدیر کسب و کار بین المللی، درک این نهادها و اینکه چگونه چنین چالش هایی می توانند مورد توجه قرار گیرند، ضروری می شود.

گزینه های استراتژیک پیش روی یک کسب و کار بین المللی

شرکت هایی که به کسب و کارهای بین المللی می پردازند نیز مانند تمامی کسب و کارها، با ضرورت پاسخ به نیازهای خاص مشتریان خود روبه رو هستند. با این وجود، زمانی که کسب و کار شما از یک منطقه دیگری در جهان آمده است، برای پاسخ به نیازها و ترجیحات مشتریان خود، با چالش های متفاوت دیگری نیز روبه رو می گردد.

استراتژی پاسخ به اقتضائات محلی

در صورتی که یک کسب و کار بین المللی تصمیم بگیرد که نیازهای خاص مشتریانش را با توجه به ملیت و منطقه جغرافیایی محل اقامت آن ها برآورده نماید، استراتژی پاسخ به اقتضائات محلی را اتخاذ نموده است. مهمترین عاملی که انتخاب استراتژی سفارشی سازی محلی را توجیه می کند تفاوت های فرهنگی است که در سلایق مصرف کنندگان وجود دارد و موجب می شود که مصرف کنندگان در نقاط مختلف دنیا، نیازهای متفاوتی داشته باشند.

عوامل دیگری نیز مانند موقعیت های اجتماعی، مذهبی و سیستم های سیاسی حاکم بر کشورهای مختلف نیز بر تفاوت ترجیحات مصرف کنندگان در این کشورها اثرگذار است.

استراتژی یکپارچه جهانی

در مقابل در صورتی که یک شرکت از تفاوت های محلی و منطقه ای چشم پوشی کرده و محصولات خدمات خود را به صورت استاندارد نقاط مختلف دنیا بر مبنای مزیت های رقابتی ارائه نماید، استراتژی یکپارچه جهانی را اتخاذ نموده است.

شرکت های با کسب وکار بین المللی که این استراتژی را انتخاب می کنند به واسطه انتخاب محصولات استاندارد، استراتژی های ترویج و فروش استاندارد و کانال های توزیع استاندارد در همه کشورها، در هزینه های خود صرفه جویی می کنند. همچنین برای استقرار سایت ها تولیدی خود در سراسر دنیا به دنبال یافتن منابع ارزان قیمت تر یا برخوردار از کیفیت بالاتر جستجو می کنند.

ماهیت کسب و کارهای بین المللی

ماهیت کسب و کارهای بین المللی را می توان به این صورت بیان کرد: یک کسب و کار بین المللی، امور کسب وکار خود را فراتر از مرزهای داخلی انجام می دهد. فعالیت های کسب و کاری مختلف ممکن است یک شرکت را بین المللی سازند. از میان این فعالیت ها فروش بین المللی مهمترین فعالیتی محسوب می شود که موجب بین المللی شدن یک کسب و کار می گردد.

در صورتی که یک کسب و کار، محصولات خود را در مرزهای داخلی تولید نموده و در سایر کشورها به فروش برساند، به ساده ترین سطح کسب و کار بین المللی یعنی فروش بین المللی دست یافته است. با این حال فعالیت بین المللی کسب و کارها، چارچوب های متعدد و متفاوت دیگری نیز دارد.

در ادامه این تعاریف می توان گفت شکرتی که در یک کسب و کار بین المللی فعالیت دارد نیز یک شرکت چندملتی به حاسب می آید. شرکت چندملیتی یا بین المللی یه یک طیف گسترده از شرکت های کوچک و بزرگ اشاره دارد که به نوعی در فعالیت های تجارت بین المللی شرکت می کنند.

معرفی کتاب در زمینه کسب و کار بین المللی

در رابطه با استراتژی های کسب و کار بین المللی می توان کتاب استراتژی های بازرگانی بین الملل را معرفی کرد. کتاب استراتژی های بازرگانی بین الملل به پنج بخش اصلی تقسیم شده است. هر بخش شامل فصل هایی می باشد که اطلاعات لازم در رابطه با موضوعات مرتبط با کسب و کار بین الملیی و مثال هایی از کاربرد این موضوعات در بازارهای نوظهور ارائه می دهند.

هدف از تدوین کتاب استراتژی های بازرگانی بین الملل این بوده که خوانندگان با دنیای پیچیده و شگفت انگیز کسب و کارهای بین المللی و چالش هایی که شرکت های چندملیتی با آن در هنگام انجام عملیات جهانی خود مواجه می شوند، آَشنا گردند. در بررسی کسب و کارهای بین المللی و فضای عملیاتی آن ها در بازارهای جهانی، در این کتاب تأکید ویژه ای بر بازارهای نوظهور نیز شده است.

بخش بندی و ساختار کتاب استراتژی های بازرگانی بین المللی

  • بخش اول: موضوع کسب وکار بین المللی به صورت مقدماتی مورد بررسی قرار گرفته است.
  • بخش دوم: به بررسی زمینه جهانی فعالیت و رقابت شرکت های چندملیتی اختصاص یافته است.
  • بخش سوم: با تمرکز بر بازارهای نوظهور، به بررسی شرایط داخلی کشورهایی اختصاص یافته که شرکت های چندملیتی در آن به فعالیت می پردازند.
  • بخش چهارم: خوانندگان با شرایط داخلی شرکت های بین المللی آشنا می شوند و درمی یابند که استراتژی های عملیاتی و وظیفه ای که از استراتژی های بین المللی کلان تر این شرکت ها پشتیبانی می کنند، کدامند.
  • بخش پنجم: آخرین بخش از این کتاب است که تنها شامل یک فصل می باشد. این فصل مدیریت مسئولیت های اخلاقی و اجتماعی در یک شرکت چندملیتی نام دارد .

منبع:: کتاب استراتژی های بازرگانی بین المللی
گروه مولفین:: دکتر مهدی ابراهیمی (عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی) | فاطمه صابریان(مدرس دانشگاه الزهرا)

استراتژی چیست و لزوم داشتن استراتژی در معاملات چیست؟

وقتی شما میخواهید فوتبال بازی کنید یا هر رشته دیگه ای، اولین کاری که شما یا مربی شما میکنه یه استراتژی برای تیم میچینه و با اون استراتژی بازیکنا به جلو میرن. در ارز های دیجیتال هم همینطوره؛ قبل از ورود به هر معامله ای باید یه استراتژی خرید یا فروش داشته باشیم. هر فردی میتونه استراتژی خاصی برای خودش داشته باشه و با استفاده از ابزار های تکنیکالی و اندیکاتور ها سرمایه خودش رو افزایش بده. ما در این مقاله سعی می کنیم تا به شما بگیم که استراتژی چیست؟ انواع استراتژی ها و چرایی استفاده از اونا رو بهتون بگیم تا به شما کمک کنه در نواحی مختلف از چه ابزاری استفاده کنید.همچنین پیشنهاد میکنیم مقاله استراتژی های معاملاتی در سایت ایران بایننس رو هم مطالعه کنید تا اطلاعات خوبی در این مورد بدست بیارین.

استراتژی چیست؟

استراتژی چیست؟

وقتی شما تصمیم میگیرین که شطرنج بازی کنین، اولین چیزی که به ذهنتون میرسه اینه که چه استراتژی به کار ببرم تا حریفو کیش و مات کنم؛ البته در حین بازی ممکنه استراتژیتون با توجه به زمان و مکان تغییر کنه. هر چند واژه استراتژی به معنی راهبرد های نظلامی هست اما امروزه به منظور تحقق اهداف در کسب و کارها مورد استفاده قرار میگیره. استراتژی یکی از مهم ترین ابزار ها برای موفق شدن تو کسب کارتونه. هر کسی با توجه به اون ذهنیتی که داره ممکنه که استراتژی متفاوتی رو نسبت به بقیه انتخاب کنه اما چیزی که مهمه اینه که شما یک استراتژی درستی رو برای کسب و کارتون انتخاب کنین. برای مثال وقتی وارد بازار ارز های دیجیتال میشین اولین کاری که بعد از آگاهی کامل و بالا بردن دانشتون تو این زمینه باید انجام بدین، اینه که یک استراتژی مشخصی تعیین کنین و با همون استراتژی جلو برین. واژه استراتژی اولین بار در سال 1917 توسط دو شخصیت نیومن(neuman) و مورگنسترن(Morgenstern) به کار گرفته شد.اونا واژه استراتژی رو اینطوری بیان کردن که شگرد های زیرکانه دو فرد هست که تلاش میکنن نسبت به یکدیگر برتری داشته باشند.

انواع استراتژی در بازار ارز های دیجیتال

هنگام ورود به این بازار شما انتخاب میتونین داشته باشین: یا باید ارزی رو بخرین و اونو چند سال نگه دارین و یا اینکه در کف قیمت بخرین و در سقف اونو بفروشین؛ برای انتخاب دوم شما باید حتما یک استراتژی داشته باشین که چگونه میتونین به اهداف خودتون برسین. در ادامه سعی کردیم چند مورد از بهترین استراتژی ها که میتونه بهتون کمک کنه در این راه موفق بشین رو بیان می کنیم:

1. ترید با اخبار

استفاده از این روش بیشتر در بازار فارکس صورت میگیرد ولی در این بازار به علت حجم بازاری کم ارز ها، یک خبر از فرد تاثیر گذار، میتونه نوسانات در جهت بالا یا پایین شدیدی ایجاد کنه. برای مثال توییت های اخیر ایلان ماسک درباره بیت کوین و آلودگی که ایجاد میکنه بیت کوین در طی یک روز ریزش شدیدی رو تجربه کرد و افراد ماهر بلافلاصه بعد از انتشار این خبر اقدامات لازم رو انجام دادن پس اخبار فاندامنتال و توییت های افراد بزرگ رو جدی بگیرین.

2. استراتژی نوسان گیری

در واقع نوسان گیری یک راهی ساده برای سود های کوتاه مدت تریدر ها هست که در بازار انجام میدن. تریدر ها با توجه به تحلیلی که دارن وارد معامله شورت یا لانگ میشن و همچنین عرضه و تقاضای یک ارز رو زود تر از بقیه افراد شناسایی میکنن و وارد معامله اون ارز میشن.

3. ترید روزانه (Day Trading)

ترید روزانه

همان طور که در بالا گفتیم ترید کردن انواع مختلفی داره که یکی از اونا ترید روزانه یا Day Trading هستش که Day به معنی روز و Trading به معنی معامله هست. وقتی شخصی میخواد تریدر روزانه باشه باید یه استراتژی خاصی در پیش بگیره و با اون حرکت کنه باید نظم و انظباط در معاملات خودش داشته باشه. همچنین باید ساعت کشور های مختلف رو بدونه و به نسبت اون با باز شدن بازار های جهانی ترید رو انجام بده و از این قبیل. در ادامه به تفاوت ترید کردن به صورت روزانه و ترید های بلند مدت، و همچنین استراتژی در ترید، میپردازیم.

ترید یا هولد

ترید یا هولد

وقتی شما یه ارزی رو با هدف بلند مدت میخرین، به این کار میگیم هولد کردن یا هودل کردن! اما بعضی مواقع علاوه بر هولد کردن وقتی شما میخواید ارز ها رو ترید کنید؛ یعنی در قیمت های پایین می خرین و در قیمت های بالا می فروشین و این کارو تکرار میکنین. در هولد کردن ارز ها، به مدت چند ماه یا حتی چند سال اون ها رو در کیف پول نگه داری میکنید اما در ترید کردن بازه های زمانی اون کوتاه هست و امکان داره روزانه یا ساعتی باشه که با توجه به قیمت و زمان، میتونه این ترید کردن تغییر کنه.

تفاوت تریدر روزانه با دیگر تریدر ها

همان طور که از اسمش پیداست یه تریدر به صورت روزانه ترید میکنه و حداکثر 24 ساعت در معامله میمونه و بعد اون وارد فاز فروش میشه اما در ترید های بلند مدت فرد تریدر مدت زمان بیشتری رو در معامله میمونه و حتی شاید بعضی مواقع به اصطلاح بگیم داره اونو هولد میکنه.

استراتژی در ترید

ترید کردن چند اصل خیلی مهم داره که در هنگام معامله ها باید به اون توجه کرد. در بعضی مواقع یادگیری اصولی و پیاده سازی اون در ترید کردن مهم تر از شناسایی ارز های خوب هستش و میتونه نسبت به ارز های دیجیتال خوب برای نگهداری سودآور تر باشه. در ادامه چند اصل مهم که در استراتژی ترید که باید به اونها توجه کنین رو بیان میکنیم.

• روش تحلیلی که از اون استفاده میکنیم

• مدیریت سرمایه را فراموش نکنیم

• حداقل یک استراتژی معاملاتی داشته باشیم

• دچار فاد و فومو نشیم

• از ابزار تکنیکال اندیکیاتور ها، پرایس اکشن، RSI، MACD و داده های آنچین استفاده کنیم

4. روانشناسی بازار

روانشناسی بازار

یکی از موضوعات مهم در بازار سرمایه شناخت روانشناسی در استراتژی معاملاتی هست. شناخت خودمان و بازار به ما این کمکو میکنه که بازار را از لحاظ روان شناسی بشناسیم و در مواقع حساس بتوانیم احساسات و طمع خود را کنترل کنیم و بتونیم تصمیمات درستی بگیریم برای مثال وقتی بیت کوین صعودی هست به اصطلاح بازار گاوی است بیشتر افراد دچار فومو میشوند که نکنه از بالا رفتن قیمت بیت کوین جا بمونن به خاطر همین بیشتر مواقع تصمیمات اشتباهی میگیرند و در سقف قیمتی خرید میکنند بر عکس این نیز وجود داره. وقتی بازار نزولیه(بازار خرسی) بیشتر افراد از اینکه سرمایشون نابود نشه در کف قیمتی میفروشند و ما به این میگیم فرد دچار FUD شده.

5. اسکالپینگ

یکی از رایج ترین استراتژی ها در ترید کردن روش اسکالپینگ هست. در این روش مدت زمان باقی استراتژی ورود به بازار چیست؟ موندن فرد معامله گر در اون معامله خیلی کم هست و امکان داره در ثانیه یا دقیقه اون معامله رو ببنده. منظور از اسکالپینگ خرید و فروش فوری به منظور کسب سود در مدت زمان کوتاه هستش. این روش به علت مدت زمان خیلی کمی که فرد در معامله میمونه،؛ سود کمی هم داره ولی با گذشت زمان، با استفاده از این روش سود های زیادی میتوانند کسب کنند. برای مثال اگر فردی ارزی مانند اتریوم را بخرد و چند دقیقه بعد بفروشد به اصطلاح میگیم اون فرد اسکالپینگ کرده. البته این روش را به افرادی که تازه وارد هستند پیشنهاد نمی کنیم چون باید قدرت تحلیل و مدیریت ریسک بالایی رو داشته باشند.

مزایا و معایب ترید اسکالپینگ

• اسکالپینگ بسیار مناسب افرادی هست که قصد نگهداری بلند مدت ندارند

• روش اسکالپینک به دلیل معاملات روزانه با تایم فریم های کوتاه ریسک کمتری دارد

اما این روش معایبی هم داره که در ادامه به چند تای اون اشاره میکنیم:

• فرد معامله گر باید 24 ساعته و لحظه به لحظه نمودار را دنبال کند

• انجام این معامله با استرس زیادی همراه هست

6. شاخص RSI

شاخص rsi

این شاخص برای افراد مبتدی بسیار جذاب هست که می تواند که به تصمیم گیری درباره ورود و خروج کمک کند. در این شاخص اگر RSI بالای 70 باشد یعنی قیمت در منطقه اشباع خرید(Overbought) قرار گرفته و قیمت آن احتمالا کاهش پیدا کنه و اگر RSI زیر 30 باشه یعنی قیمت در منطقه اشباع فروش(Oversold) قرار گرفته و به احتمال زیاد قیمت افزایش پیدا کنه و میتونه زمان مناسبی برای خرید باشه.

7. معاملات محدوده نوسان

در این روش معامله گر باید یک محدوده یا کانالی برای گرفتن نوسان تعیین کند و با آن جلو برود. شاید در ابتدا ساده به نظر بیاد ولی باید با برخی نمودار های دیگه مانند نمودار شمعدانی هم آشنایی داشته باشند. همچنین تریدر باید با پرایس اکشن نیز آشنا باشد تا سطح مقاومت و حمایت را تشخیص دهد.

8. میانگین متحرک

معمولا افراد تازه کار از این استراتژی استفاده میکنند و اتفاقا در بیشتر مواقع کار ساز هم بوده. در این روش معامله گر با عبور قیمت از میانگین متحرک و تثبیت آن وارد معامله میشه. بیشتر تحلیل گران تکنیکال کلاسیک هم از این روش استفاده میکنن و اعتبار خوبی در میان اندیکاتور ها دارند. اندیکاتور های مربوط به این استراتژی میانگین متحرک SMA و EMA می باشد.

9. ترید معکوس

ترید معکوس یا ریورسال که همیشه سود آور ترین روش استراتژی محسوب میشه. در ترید معکوس مبنای کلی ارز های دیجیتال برنامه ریزی میشه و معمولا با یک کندل نمیتوان با این روش وارد معامله شد. این روش برای ترید روزانه استفاده میشه و با استفاده از ربات های تریدر صورت میگیره. البته باید اینو در نظر داشته باشید که این روش ریسک بسیار بالایی و برای افراد تازه وارد مناسب نیست چون میتونه ضرر های قابل توجهی به شما وارد کنه. با توجه به اینکه در این بازار همیشه نمودار و تحلیل تکنیکال جواب نمیده پیشنهاد میکنیم فقط به این استراتژی بسنده نکنین و فاکتور دیگه ای رو هم مد نظر قرار بدین.

چرا باید در معاملات استراتژی داشت؟

چرا باید در معاملات استراتژی داشت

برای درک این موضوع، فرض کنید شما میخواید به سفر برین اما هیج اطلاعاتی از اون سفر و اینکه قراره چطور به سفر برید ندارین پس باید در این صورت از یک راهنما و یک نقشه داشته باشین تا بتونین به مقصد برسین. اگر هیچ کدوم از این کارا رو نکنین ممکنه که باعث هدر رفتن زمان و سوخت بشه و امکان داره هیچ وقت به اون مقصد نرسیم.

در بازار های مالی به خصوص ارز های دیجیتال هم این مسئله صدق میکنه و اگر استراتژی معاملاتی نداشته باشیم این بازار میتونه ما رو متضرر کنه. تجربه به ما اینو نشون داده که یک معامله گر با استراتژی بسیار ضعیف، موفق تر از معامله گر بدون استراتژی است.

در بازار های جهانی اصطلاحی وجود داره که میگه: لطفا یک کابوی معامله گر نباشید. یک استراتژی درست دارای منطق، قوانین و اصولی هست که باید به اون پایبند بود. اگر ما هیچ استراتژی نداشته باشیم و صرفا با حرف دیگران و اخبار و احساسات خود عمل کنیم در بیشتر مواقع بازار خلاف جهت نظر ما حرکت میکند و ما ضرر زیادی متحمل میشیم.

ما در این مقاله یاد گرفتیم که استراتژی چیست؟ وفهمیدیم داشتن استراتژی در ارز های دیجیتال و بازار های مالی بسیار اهمیت داره و اگر رعایت نشه ضرر های زیادی میتونه به ما وارد کنه. همچنین در این بازار یک استراتژی معاملاتی رو در پیش بگیرید و بار ها اونو تکرار کنین و اگر دیدید که با اون استراتژی موفق میشین همونو استراتژی ورود به بازار چیست؟ در پیش بگیرین و تغییرش ندین مگر اینکه با انجام معاملات متوجه شین که استراتژی اشتباهه و سعی کنین اصلاحش کنین.

وقتی وارد بازار ارز های دیجیتال میشین تصمیمات هیجانی و به دور از عقل و منطق نگیرین و استراتژی درستی برای خود تعیین کنید تا دچار ضرر نشوید.

استراتژی بازاریابی

استراتژی بازاریابی یک بیانیه جهت دار گسترده است که چگونگی حصول اهداف بازاریابی را نشان می دهد. استراتژی بازاریابی، شیوه عملی کردن اهداف را فراهم می آورد. در حالی که اهداف بازاریابی، مشخص و قابل اندازه گیری و سنجش هستند، استراتژی های بازاریابی توصیفی اند.

در برنامه شما، استراتژی بازاریابی نشان دهنده یک نگاه کلی اولیه به عناصر بازاریابی گوناگون و چگونگی کاربرد آنها برای حصول اهداف بازاریابی می باشد. رایج ترین موضوع های استراتژی به شرح زیر هستند، اگرچه باید آنچه را برای وضعیت خاص خودتان مناسب ترین است، در نظر بگیرید:

در برخی موارد، بخش استراتژی های بازاریابی برنامه شما ممکن است تنها محلی باشد که پیرامون برخی از این موضوع ها - نظیر ایجاد یک بازار یا مخارج - در آنجا به طور مستقیم بحث شود. در چنین مواردی، استراتژی هایی که در این جا تدوین می نمایید، رهنمون هایی برای بسیاری از تصمیم های تاکتیکی در ادامه برنامه شما فراهم می آورد. برای مثال، ممکن است یک استراتژی ایجاد بازار با معرفی یک محصول جدید ایجاد نمایید. چنین استراتژی‌ای، همزمان با نیاز شما برای ایجاد سطح بالایی از آگاهی و ایجاد خرید آزمون از طریق سطح بالایی از فعالیت برای محصول جدیدتان، زمینه را برای برنامه های تبلیغاتی و ترویجی در میان سایر برنامه ها فراهم می آورد.

خواهید دید که بسیاری از عناصر بازاریابی مطرح شده در استراتژی های بازاریابی، در ادامه برنامه از یک منظر تاکتیکی خاص بازبینی می شوند. استراتژی های بازاریابی که در این جا تدوین می شوند، به عنوان مرجعی برای ابزارهای تاکتیکی ای که در ادامه می آیند، کاربرد دارند. این استراتژی ها، جهت گیری استراتژیک کلی برای عملی نمودن اهداف بازاریابی را فراهم می آورند، اما برای مثال، جزئیاتی نظیر «استفاده از تلویزیون» را که به بخش رسانه های تاکتیکی برنامه بازاریابی متعلق می باشد، دربرنمی گیرند.
آنچه در ادامه مقاله گفته شده، یک بررسی از رویکردهای استراتژی جایگزین برای تدوین استراتژی های بازاریابی، و نیز نمونه هایی از استراتژی بازاریابی را برای شروع فراهم می آورد. باید همه استراتژی های جایگزین را در نظر بگیرید و سپس به تدوین استراتژی های بازاریابی ای بپردازید که اهداف بازاریابی برنامه شما را برآورده می سازند.


استراتژی های جایگزینی که باید در نظر گرفته شوند، عبارتند از:


۱. ایجاد بازار یا ربودن سهم بازار؟

یکی از تصمیم های استراتژیک مهمی که همه بازاریابان هنگام نگارش یک برنامه با آن روبرو هستند، این است که برای دستیابی به اهداف فروش، یک بازار هدف ایجاد نمایند یا سهم بازار رقبا را بربایند؟
اطلاعات مربوط به آگاهی از محصول و ویژگی های محصول در بررسی کسب و کار شما و نیز چرخه عمر محصول به صورت خاص، در ارائه پاسخ به این پرسش بنیادی بسیار کمک می کنند.
وضعیتی که در آن محصولِ به نسبت جدیدی داریم، پایگاه کنونی مشتریان کوچک است، پایگاه بالقوه مشتریان به نسبت بزرگ است و رقابت کمی وجود دارد و اغلب به استراتژی «ایجاد بازار هدف» نیازمند است. در اغلب مواقع، شرکتی که یک بازار هدف ایجاد می نماید، تا مدت ها بزرگترین سهم بازار را برای خود حفظ می کند. با این حال، به خاطر داشته باشید که معمولاً ربودن سهم بازار از ایجاد بازار آسان تر است.

از آن جا که این یک فرآیند دو مرحله ای است، ایجاد یک بازار به زمان و پول اضافی نیاز دارد. شما باید نیاز برای محصول را ایجاد نموده، سپس بازار هدف را برای خرید برند خاصتان متقاعد سازید. بسیاری از شرکت ها به عمد از استراتژی توسعه محصول «دومین در بازار» استفاده می نمایند. آنها اجازه می دهند تا شرکت دیگری در ایجاد بازار سرمایه گذاری کند، سپس برندشان را معرفی می نمایند. در وضعیتی که محصول در مرحله بلوغ می باشد و کمترین میزان رشد را داراست (یعنی مشتریان جدید کمی به بازار وارد می شوند)، غالباً مستلزم ربودن سهم بازار از رقبا است. در این وضعیت باید کاربران طبقه محصول را متقاعد سازید که محصول شما از محصولات رقبایتان برتر است. در برخی موردها بازار ممکن است در حال رشد باشد؛ که شرکت شما را قادر می سازد همگام با آن رشد نماید. در این مورد، پرسش این است: «آیا بازار با همان نرخی رشد می نماید که من می خواهم رشد کنم؟» چنانچه پاسخ منفی باشد، هنوز به ربودن سهم از رقبایتان نیاز دارید. تمام این سناریوها در استراتژی سهم بازار تشریح می شوند.

این تصمیم که آیا بازار ایجاد نماییم یا این که سهم بازار برباییم، باید پیش تر در بخش استراتژی بازاریابی تان اتخاذ شود، زیرا این یک تصمیم استراتژیک بسیار اساسی است که بر همه نواحی برنامه بارزیابی تاثیرگذار است. یک استراتژی ربودن سهم، نظیر «ربودن سهم بازار از رقیبی که رهبر است»، مستلزم نزدیکی بسیار زیاد تعریف بازار هدف شرکت شما با ویژگی های مشتریان رهبر کنونی بازار می باشد. همچنین به احتمال زیاد، تبلیغات منافع یا وجهه ای از محصول شرکت شما را ارائه می دهد که رهبر در بازار فاقد آن است. در نقطه مقابل، یک استراتژی «ایجاد بازار» اغلب مستلزم این است که ابتدا مشتریان جدید را در مورد منافع کاربرد محصول آموزش داده، سپس آنان را به استفاده از محصولات شرکتتان متقاعد سازید.


۲. استراتژی های بازار ملی، منطقه ای و محلی

این طبقه استراتژی بازاریابی، اغلب توسط بازاریابان منطقه ای و ملی نادیده گرفته می شود. این استراتژی به بازاریاب کمک می کند تا تعیین نماید که آیا یک برنامه بازاریابی ملی محوری وجود خواهد داشت یا ترکیبی از برنامه های بازاریابی ملی، منطقه ای و محلی موجود می باشد. داشتن ترکیبی از برنامه ها مستلزم کار زیادی است، اما معمولا ارزش تلاش کردن را دارد. چنین رویکردی بازاریاب را قادر می سازد تا رسانه ها، پیام و سطوح بودجه را برای بازارهای خاص مطابق سازد. تخصیص منابع بازاریابی تان بر مبنای جغرافیا بسیار اهمیت دارد، به ویژه زمانی که در بازار هدف شما، جغرافیا یک متغیر کلیدی برای نرخ های خرید (عادت های خرید) است.

۳. استراتژی های فصلی بودن

در مورد زمان تبلیغ یا ترویج محصول یا فروشگاهتان باید تصمیم های استراتژیک اتخاذ نمایید. در این جا، قسمت فصلی بودن از بخش فروش در بررسی کسب و کارتان مفید واقع می شود. چندین موضوع حائز اهمیت هستند. نخست اینکه آیا زمان هایی از سال وجود دارند که عملکرد طبقه محصول شما به طور کلی از عملکرد شرکتتان به طرز چشمگیری بهتر باشد؟ اگر وجود دارد، دلیل آن چیست؟ آیا می توانید برای افزایش فروش طی دوره ای که مشتریان طبقه محصول استراتژی ورود به بازار چیست؟ شما به طور طبیعی در نرخ های بالاتری خرید می کنند، کاری انجام دهید؟
دوم اینکه آیا می خواهید تمام طول سال، تبلیغ و ترویج نمایید، یا در دوره های قوی تر فروش یا در دوره های ضعیف تر؟
سومین موضوع اینکه شما باید تصمیم بگیرید آیا می خواهید پیش از دوره های اوج فروش، طی آنها یا در میان آنها تبلیغ و ترویج نمایید؟
و در آخر، باید منافع و ظرفیت تولیدتان را در نظر بگیرید. چنانچه، دوره های اوج کنونی فروش فصلی شما، شما را به فعالیت با حدوداً تمام ظرفیتتان واداشته است، قادر نخواهید بود تا فروشتان را در این دوره خیلی افزایش دهید.


۴. استراتژی های بودجه

استراتژی های بودجه چگونگی هزینه شدن بودجه بازاریابی را نشان می دهند. برای دستیابی به اهداف بازاریابی تان، باید در مورد استراتژی های بودجه مربوط به موضوع هایی نظیر هزینه سرمایه گذاری برای یک محصول جدید؛ این که آیا فروش برندها، فروشگاه ها یا نواحی کشور با فروش ضعیف تر را افزایش دهید و یا این که آیا جذب مشتریان جدید بیشتری به برندها یا فروشگاه های قوی‌ترتان داشته باشید، تصمیم گیری نمایید.
همچنین به بودجه کل باید توجه شود. آیا شرکت شما قصد دارد برای بازاریابی دیجیتالی و تبلیغات، درصدی از فروش را متناسب با سال های گذشته هزینه کند؟ یا آیا به این دلیل که پیش بینی های فروش و اهداف بازاریابی تهاجمی جدید نیاز دارید، بودجه بازاریابی را افزایش می دهید؟ بر روی جزئیات واقعی بودجه در بخش بودجه برنامه بازاریابی تأكید خواهد شد.

۵. استراتژی های رقابتی

اغلب به یک استراتژی رقابتی نیاز است. بررسی کسب و کار ممکن است نشان دهد که مسئولیت کامل افول شرکت شما در سهم بازار تقریبا با یک رقیب تنها است، یا یک رقیب جدید در حال ورود به بازار است، یا یک شرکت تنها با گروهی از رقبا ممکن است بر جایگاه یابی منحصربفرد شما در بازار پیشی گرفته باشند. در این صورت، شما باید یک استراتژی بازاریابی رقابتی در برنامه بازاریابی تان ایجاد نمایید.


۶. استراتژی بازار هدف

بخش بازار هدف شما، بازارهای هدف اولیه و ثانویه را با جزئیات بیان نمود. اکنون باید پیرامون تأکیدی که بر بازارهای هدف گوناگون دارید، بحث نمایید و چگونگی کار در هر یک از آن ها را بر مبنای اهداف بازاریابی تان بررسی کنید.


۷. استراتژی های محصول

باید در ارتباط با محصولات جدید، گسترش خطوط محصول، بهبود محصول، حذف محصول و ایجاد یا بهبود خطوط محصول ضعیف تر یا تداوم به بیشترین میزان رساندن خطوط محصول پرفروش تر تصمیم های استراتژیک اتخاذ نمایید.


۸. استراتژی های نام گذاری

چنانچه بخواهید یک محصول جدید معرفی کنید یا توسعه خط داشته باشید، برای نام گذاری این محصولات باید تصمیم گیری نمایید. آیا محصول جدید باید به تنهایی معرفی شود یا تحت چتر نام خانوادگی باشد؟ آیا نام باید به طور انحصاری مشتریان موجود را هدف قرار دهد یا مشتریان فعلی و جدید را؟ چنانچه قصد ورود به یک کانال جدید را داشته باشید، ممکن است بخواهید برای خوشایند بازارهای هدف متفاوت نام خط محصولتان را تغییر دهید، یا ممکن است برای فروشگاه هایی که محصول شما را در مراکز خرید با قیمت ارزان به فروش می رسانند، در مقابل مراکز خرید منطقه ای، یک نام جدید در نظر بگیرید.

ادامه این مقاله را در اینجا می توانید بخوانید: استراتژی بازاریابی؛ قسمت دوم

Time to market چیست؟

time to market یکی از مهم ترین قسمت های مارکتینگ و از عوامل موفقیت در دنیای کسب و کار است، زیرا تنها عرضه یک محصول جدید به بازار اهمیت ندارد، بلکه مهم این است که چه زمانی محصول جدید خود را وارد بازار کنید و چگونه این کار را در سریع ترین زمان انجام دهید. اگر خواهان مزیت هایی مانند سهام بازار، درآمد، رشد فروش و… هستید، باید زمان عرضه به بازار TTM را در اولویت کار خود قرار دهید. در این مقاله با شرکت اقیانوس آبی همراه باشید تا بیشتر با این موضوع که time to market چیست و چقدر اهمیت دارد آشنا شوید.

زمان عرضه به بازار یا time to market چیست؟

Time to market زمانی است که یک کسب و کار برای ایجاد و عرضه محصول سپری می کند. به بیان دیگر زمان عرضه به بازار یا TTM مدت زمان لازم برای به ثمر رسیدن یک محصول است که زمان شکل گیری ایده اولیه، طراحی و توسعه محصول را نیز شامل می شود.

در برخی از کسب و کارها، زمان عرضه به بازار یکی از اولویت های شاخص کلیدی عملکرد است. بحث time to market در کسب و کارها و صنایعی که محصولشان به سرعت قدیمی می شود و چرخه عمر محصول کوتاهی دارند بسیار مهم است، مانند صنایع موبایل، پوشاک و… .

بیشتر بخوانید: انواع روش های بازاریابی دیجیتال

اهمیت time to market چیست؟

امروزه یکی از پربحث ترین موضوعات در زمینه روش های بازاریابی و صنایع، بحث زمان عرضه به بازار است. اما اهمیت time to market چیست؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت:

  1. تمایز: انتخاب بهترین زمان عرضه به بازار، یک مزیت رقابتی برای حضور پر رنگ به کسب و کار شما خواهد داد. این زمان که معمولا کوتاه ترین زمان ممکن است، شدیدا وابسته به میزان نوآوری و خلاقیت در سازمان شما است.
  2. پیشی گرفتن از رقبا: در صورتی که زمان عرضه به بازار شما طولانی باشد، با یک ریسک روبرو خواهید شد و آن هم پیشی گرفتن رقبا است، یعنی زمانی که برای توسعه و عرضه محصول خود سپری می کنید تا نوآوری جدیدی را به آن بیفزایید، همزمان رقبا نیز با سرعت و کیفیت بیشتر در حال عرضه محصول خود هستند. پس توانایی شما در سریع بودن و تصاحب موقعیت های طلایی در بازار نقش مهمی در کاهش زمان عرضه به بازار و پیشی گرفتن از رقبا خواهد داشت.
  3. سهم بازار بیشتر: معمولا محصولی که زودتر از دیگر برندها وارد بازار می شوند، توجه مشتریان بیشتری را جلب کرده و با سهم بیشتری از بازار روبرو خواهند بود.

اگر نتوانید در time to market مناسب محصول خود را به مخاطبین عرضه کنید، به احتمال زیاد با ضرر مالی زیادی روبرو خواهید شد. به نظر شما اگر محصول شما 6 ماه دیرتر وارد بازار شود ضرر time to market چیست؟در بازه ی زمانی 5 ساله، کسب و کار حدود 33 درصد از سود کمتری بهره خواهد برد. اما اگر کسب و کار شما بتواند در زمان مناسب محصول خود را به بازار عرضه کند، سودی که از این کار خواهد برد 50 درصد از بودجه اولیه بیشتر خواهد بود.

اهمیت Time to market

نحوه تعیین و ارزیابی time to market

هیچ استانداردی برای اندازه گیری TTM وجود ندارد و مقادیر اندازه گیری شده می توانند بسیار متفاوت باشند، چرا که تنوع زیادی در نحوه تعریف سازمان های مختلف از شروع دوره وجود دارد.

به عنوان مثال، در صنعت خودرو، دوره توسعه زمانی شروع می شود که مفهوم محصول تایید شود. سازمان‌های دیگر نقطه شروع بازاریابی محصول را زمانی در نظر می گیرند که پروژه به طور کامل تجهیز و تیم اجرایی مشخص شود.

هر محصول یک زمان ایده آل برای ورود به بازار دارد. در برخی مواقع ورود سریع به بازار می تواند باعث موفقیت شود، اما در برخی از کسب و کارها موفقیت محصول در گرو سرعت ورود آن به بازار نیست.

نحوه تعیین time to market چیست

زمان ایده آل Time to market هر محصول و کسب و کاری مانند استراتژی بازاریابی آن ها با هم متفاوت است. مدیران باید بسته به شرایطی که وجود دارد و با توجه به استراتژی ها، بهترین زمان ورود به بازار را برای محصول خود تعیین کنند. به طور مثال، اگر شرکت داروسازی دارید، معمولاً TTM شما ده سال طول می‌کشد، اما که اگر یک اپلیکیشن دارید، می‌توانید زیر یک سال تمامی مراحل از تحقیق و طراحی گرفته تا الگوسازی، عرضه و توسعه را انجام دهید.
اما موارد لازم برای رسیدن به بهترین زمان عرضه به بازار یا time to market چیست؟ با رعایت فاکتورهای زیر کسب و کارها می توانند بهترین زمان عرضه به بازار را در بازار رقابتی برای خود تعیین کنند:

  • سازگاری محصول
  • انعطاف پذیری محصول
  • توانایی یادگیری سریع مخاطب

زمان توصیه شده برای اندازه گیری TTM

زمان شروع: زمانی که تیم در دسترس باشد و یک تعریف اولیه وجود داشته باشد.
زمان پایان: زمانی که اولین نسخه از محصول فروخته می‌شود (یا پذیرفته می‌شود) که اغلب پس از عرضه محصول اتفاق می افتد.
بزرگترین عاملی که می تواند بر زمان عرضه به بازار تأثیر بگذارد، محدوده پروژه و میزان ریسک آن است.

جمع بندی

مهمترین دلیلی که Time to market اهمیت دارد این است که یک مزیت رقابتی اساسی محسوب می شود. شما می توانید با بهبود TTM از فرصت های بازار برای شکست دادن رقبای مستقیم خود در بازار استفاده کنید.

با بهینه سازی فرآیند توسعه و فرآیند بازاریابی خود برای بهبود زمان ورود به بازار، می توانید سهم بازار را به دست آورید. وقتی زمان سریعی برای بازاریابی محصول دارید، شرکت شما اولین بازار است و عرضه محصول تاثیر بیشتری دارد، که باز هم منجر به فروش و حاشیه سود بیشتر در مقایسه با رقبای کندتر شما می شود.

راه های ورود به بازارهای خارجی (بین المللی)

از مهم ترین گزینه ها قبل از ورود به یک بازار خارجی می توان تحلیل رقبا که بخشی از تحقیقات بازار است را نام برد. اینکه تا بحال کسی سعی بر انجام کار مورد نظر در کشور مورد نظر را داشته یا خیر؟ مطالعه و بررسی چالشهای آن ها و میزان پیشرفت آنها در بازار؟ بالاتر از همه باید این نکته را در نظر داشت که چه چیزی باعث می شود تا شما منحصر بفرد باشید و مشتریان شمارا انتخاب کنند؟


شناخت کامل از بازار،آداب و رسوم، نیازهای مردم و داشتن تسلط کامل بر قانون کشورهای مختلف از جمله مواردی است که باید قبل از ورود به استراتژی ورود به بازار چیست؟ بازارهای بین المللی (خارجی) در نظر گرفت این نکات از جمله مواردی هستند که موجب راه اندازی یک کسب و کار موفق می باشند.
به کمک تحقیقات بازار داخلی و روش های کسب و کار در بازار داخلی و مقایسه آن ها با بازار خارجی می توان میزان موفقیت کسب و کار را تخمین زد.
روش های مختلفی برای ورود به بازار وجود دارد ولی باید این نکته را در نظر داشت که هر استراتژی وروش موفقی در بازار های خارجی قابل اجرا نخواهند بود.

شناخت کامل از بازار،آداب و رسوم، نیازهای مردم و داشتن تسلط کامل بر قانون کشورهای مختلف از جمله مواردی است که باید قبل از ورود به بازارهای بین المللی (خارجی) در نظر گرفت این نکات از جمله مواردی هستند که موجب راه اندازی یک کسب و کار موفق می باشند.


نکات مهم قبل از ورود به بازار
1. شناخت خوب از فرهنگ، آداب و رسوم به عنوان مثال نحوه امرار معاش مردم با یکدیگر، آشنایی با اعتقادات دینی، نحوه و از همه مهم تر شناخت کامل از قوانین بازار های خارجی.
2. جمع آوری اطلاعات و آمارهای اقتصادی معتبر نظیر میزان نرخ تورم، تغییرات در نرخ ارز، میزان واردات و صادرات.
3. شناخت جامع و وسیع از قوانین، مفاد مربوط به قراردادهای رسمی، داشتن چند نفر متخصص بومی در امور حقوقی در راستای استفاده از قوانین نانوشته رایج در کشور.
4. ایجاد گروه های تمرکز، برای آزمایش بازارهای خارجی. درک کامل از فرهنگ کشورهای مورد نظر برای دستیابی به آمارهای دقیق برای طراحی سیستم های جدید در راستای تولید محصولات و ارائه خدمات.

5. تحلیل رقبا. از مهم ترین گزینه ها قبل از ورود به یک بازار خارجی می توان تحلیل رقبا که بخشی از تحقیقات بازار است را نام برد. اینکه تا بحال کسی سعی بر انجام کار مورد نظر در کشور مورد نظر را داشته یا خیر؟ مطالعه و بررسی چالشهای آن ها و میزان پیشرفت آنها در بازار؟ بالاتر از همه باید این نکته را در نظر داشت که چه چیزی باعث می شود تا شما منحصر بفرد باشید و مشتریان شمارا انتخاب کنند؟

صادرات مستقیم (Direct Exporting)
فروش مستقیم محصولات بدون واسطه در بازار هدف را صادرات مستقیم گویند. برخی از شرکت های بزرگ می توانند افرادی را برای عرضه و توزیع در بازار استخدام کرده ولی باید در نظر داشت که از افراد مجرب و مناسب برای اینکار استفاده کرد چون، این افراد با مشتریان ارتباط داشته و نماینده و چهره شرکت به حساب می آیند.

تولید تحت لیسانس (Licensing)
یکی از روش های کم ریسک در تجارت، گرفتن حق تولید و یا استفاده از نام و یا روش های تولید یک شرکت به صورت قانونی در طی قراردادی به شرکتی دیگر برای تولید و یا ارائه خدمات مشابه در کشوری دیگر داده می شود را گویند.

خرید امتیاز(Franchising)
خرید امتیاز شرکت های بزرگ یکی دیگر از روش های راه اندازی کسب و کار در کشورهای خارجی می باشد که این امکان را برای صاحبین کسب وکار ایجاد می کند تا محصولات شرکت مادر را در جای دیگر بفروشد. مکدونالد یکی از بارزترین مثال ها در این امر می باشد.

شریک بومی(Partnering)
یکی از مهمترین عناصر در تجارت های بین المللی داشتن شریک تجاری بومی است. شریک تجاری بومی در بسیاری از کشورهای آسیایی یا در مکان هایی که شناخت کمی نسبت به مردم و فرهنگ و قوانین آنجا در اختیار باشد توصیه می شود. داشتن شریک تجاری بومی به فرآیند جذب مشتری و تعیین بازار هدف کمک می کند.

اگر در مورد تقسیم بازارهای بین المللی نیازبه خواندن مطلب دارید کلیک کنید .

سرمایه گذاری مشترک (Joint ventures)
سرمایه گذاری مشترک صورت دیگری از شریک شدن است که در آن دو یا چند شرکت برای راه اندازی یک شرکت جدید و واحد برای انجام کسب و کار مشترک توافق کرده. تمامی سودها و زیان ها در این نوع کسب و کار بین طرفین نیز طبق توافقات انجام شده صورت میگیرد.

خرید شرکت (Buying a company)
یکی از بهترین روش ها برای ورود به بازار خارجی از طریق خرید یک شرکت بومی است. از سویی این روش به شما کمک استراتژی ورود به بازار چیست؟ می کند تا قوانین برای شما برابر با مردم بومی آن کشور باشد همچنین از پرداخت هزینه های هنگفت برای تبلیغات و شناساندن محصول خود در بازار هدف نیز صرفه جویی می شود از سوی دیگر هزینه بر بودن این روش می تواند از جمله نکات منفی برای سرمایه گذاری باشد.

پیگی بکینگ (Piggybacking)
یکی از روش های ورود به بازارهای خارجی پیگی بکینگ (Piggybacking) می باشد. به عنوان مثال شرکتی را در نظر بگیرید که یک محصول خاص و یا خدماتی منحصر به فردی ارائه می کند ومحصولات و خدمات خود را به شرکت هایی می فروشد که با بازارهای خارجی سروکار دارند. بدین ترتیب می توان گفت که بیشتر فعالیتهای مربوط به مارکتینگ و یا فروش محصولات خود را به دوش آن ها انداخته و محصولات خود را به صورت مجانی در بازارهای بین المللی شناسانده و بازار هدف را ایجاد کرده است.

کارهای پیمانی (Turnkey projects)
کارهای پیمانی (پیمان کاری) به فعالیت هایی نظیر راه سازی، ساختمان سازی، فعالیت های مهندسی، کشاورزی و فعالیت های مشابه آنها گفته می شود. معمولا چنین پروژه هایی از ابتدا تا انتها در محل مقرر انجام شده و پس از اتمام واحد و یا سازه مورد نظر بلافاصله در اختیار خریدار و یا سفارش دهنده آن قرار میگیرد. معمولا سفارش دهندگان چنین پروژه هایی سازمان های دولتی و وزارت خانه ها می باشند که تضمینی بر انجام و پرداخت هزینه های پیمان کار می باشد.

سرمایه گذاری در مناطق محروم(Greenfield Investment)
یکی از دشوارترین کارها در زمینه تجارت بین المللی سرمایه گذاری در مناطق محروم می باشد. که سرمایه گذار بایستی خود زمین و وسایل را فراهم کند و پروژه خود را طبق قواانین و قراردادهای بسته شده به سرانجام برساند. با توجه به قوانین کشورها، سرمایه گذار باید تمام هزینه ها و چالش های مورد نظر در کار را به دوش بکشد و وظیفه واردات فناوری و فن آموزی و استفاده از کارگران و مهندسین مجرب را به عهده دارد.

تهیه شده در موسسه سپینود شرق

کلیه حقوق این وبسایت متعلق به موسسه سپینود شرق می باشد. .



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.