درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟


اهرم مالی چیست؟

درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟

جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

برنامه ریزی سود و تجزیه و تحلیل اهرم ها:

در گزارش سود و زیان، عملکرد مالی شرکت در یک دوره مالی مورد ارزیابی قرار می گیرد. از آنجا که سودآوری شرکت یکی از مهمترین پارامترهای تعیین کننده ارزش شرکت است، برای تجزیه و تحلیل سود باید عوامل مؤثر بر آن را مورد بررسی قرار دهیم. در این تجزیه و تحلیل می توان از رویکردهای نقطه سربه سر و تجزیه و تحلیل اهرم ها استفاده کرد.

در رویکرد نقطه سر به سر چگونگی ارتباط بین فروش، هزینه ها و میزان سودآوری مورد ارزیابی قرار می گیرد. در تجزیه و تحلیل اهرم ها، چگونگی تغییر در سود عملیاتی یا سود خالص در مقابل تغییر در فروش مورد مطالعه قرار می گیرد. همچنین با تحلیل اهرم ها می توان میزان ریسک تجرای یا ریسک مالی را اندازه گیری کرد.

نتیجه نهایی عملکرد یک شرکت، سود هر سهم ( EPS ) است که برای محاسبه آن ابتدا سود قبل از بهره و ملایات ( EBIT ) محسابه می شود، سپس با لحاظ کردن هزینه بهره و مالیات و سود یهام ممتاز، سود هر سهم محاسبه می گردد. در این تجزیه و تحلیل ابتدا با استفاده از نقطه سر به سر و درجه اهرم عملیاتی عوامل مؤثر بر تغییرات سود قبل از بهره و مالیات مورد ارزیابی قرار می گیرد، سپس قسمت دیگر صورت حساب سود و زیان یعنی قسمت مالی آن که چگونگی ارتباط سود هر سهم و سود قبل از بهره و مالیات را بیان می کند، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر:

در تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر روابط متقابل بین فروش، هزینه ها و سود مورد ارزیابی قرار می گیرد.

در یک رابطه کلی، سود با فروش رابطه مستقیم و با هزینه ها رابطه عکس دارد.

تجزیه و تحلیل هزینه ها:

یکی از طبقه درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟ بندی های هزینه ها، تفکیک آنها به هزینه های ثابت ، متغیر و نیمه متغیر است.

هزینه ثابت: هزینه هایی که با تغییر در سطوح مختلف تولید تغییری در این هزینه ها ایجاد نمی شود (مانند هزینه اجاره).

هزینه های متغیر: برخی از هزینه های شرکت است که مقدار آن در سطوح مختلف تولید متفاوت است و متناسب با افزایش سطح تولید مقدار کل آن افزایش می یابد (مانند هزینه مواد مصرفی).

هزینه متغیر کل عبارتست از حاصلضرب هزینه متغیر واحد در تعداد تولید.

در صورتی که با افزایش سطح تولید هزینه متغیر واحد ثابت باشد نمودار آن (الف) و در صورتی که با افزایش تولید هزینه متغیر واحد کاهش یابد (ب) و در صورتی که هزینه متغیر واحد افزایش یابد به صورت شکل (ج) خواهد بود.

هزینه های نیمه متغیر: هزینه های نیمه متغیر هزینه هایی هستند که از دو جزء تشکیل شده اند که یک جزء آن ثابت و جزء دیگر آن متغیر است (مانند هزینه نگهداری و تعمیرات).

هزینه کل: حاصل جمع هزینه های متغیر و هزینه ثابت هزینه کل است.

در این نمودار اگر تعداد تولید Q باشد، هزینه ثابت Qa و هزینه های متغیر Qb و هزینه کل Qm خواهد بود. شیب نمودار هزینه کل برابر با شیب نمودار هزینه متغیر است.

تجزیه و تحلیل فروش:

درآمد حاصل از فروش عبارت است از تعداد محصول فروش رفته ضرب در بهای فروش هر واحد. بنابراین تغییر واحد در درآمد فروش متأثر از تغییر در تعداد فروش یا تغییر در قیمت هر واحد می باشد: اگر قیمت واحد با افزایش فروش تغییر نکند نمودار درآمد حاصل از فروش به شکل (الف) خواهد بود. در صورتی که با افزایش سطح فروش قیمت هر واحد افزایش یابد نمودار فروش به شکل (ب) و در صورتی که قیمت واحد کاهش یابد به شکل (ج) خواهد بود.

تجزیه و تحلیل تغییرات سود:

تغییرات سود ناشی از تغییرات فروش و یا تغییر در هزینه ها است.

K : مبلغ سود ؛ P : قیمت هر واحد کالا ؛ Q : تعداد فروش یا تولید ؛ V : هزینه متغیر واحد ؛ F : هزینه ثابت.

در تجزیه و تحلیل سود دو حالت در نظر گرفته می شود:

حالت 1 : در صورتیکه با افزایش تعداد فروش هزینه متغیر واحد و قیمت واحد ثابت بمانند که در این صورت روابط خطی است و نمودار آن به شکل زیر است.

نمودار فوق نشان می دهد در شرایطی که تعداد فروش است زیان ایجاد می کند، اگر تعداد به برسد در نقطه سر به سر است (هزینه مساوی درآمد) و در سود ایجاد می شود.

در صورتی که باشد ابتدا زیان خواهیم داشت، با افزایش تولید به نقطه سر به سر می رسیم و سپس با افزایش تولید شرکت به سودآوری می رسد.در صورتی که باشد، به ازای تمام مقادیر تولید زیان خواهیم داشت.

برای تعیین مقادیر سود در مقابل تغییرات تعداد فروش می توانیم از روابط زیر استفاده کنیم. (سود قبل از بهره و مالیات = K )

در صورتی که مبالغ کلی داده شود و بخواهیم مبلغ فروش را در شرایطی که K ریال سود ایجاد می کند محاسبه کنیم می توانیم از روابط زیر استفاده نماییم:

در صورتی که تعداد محصول شرکت بیشتر از یک نوع باشد می توان از رابطه زیر استفاده کرد:

درصد فروش ؛ قیمت ؛ هزینه متغیر هر یک از محصولات الف، ب، ج است.

حالت 2 : اگر با افزایش تعداد فروش، هزینه متغیر واحد و قیمت هر واحد کالا کاهش می یابد و نمودار آن غیر خطی است و به شکل زیر می باشد.

1) سه منطقه سود و زیان داریم، اگر تعداد فروش کمتر از باشد زیان ؛ اگر تعداد فروش بین و باشد سود و اگر تعداد فروش بیشتر از باشد زیان خواهیم داشت.

2) معمولاً دو نقطه سر به سر داریم ( و ).

3) حداکثر سود در شرایطی است که تعداد فروش بین دو نقطه سر به سر باشد و شیب دو خط TC و TR مساوی باشند و یا به عبارتی درآمد نهایی مساوی هزینه نهایی است ( MR=MC ).

تجزیه و تحلیل اهرم ها:

با تغییر در مقدار فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم تغییر می کنند. می خواهیم مطالعه کنیم تغییر در سطح فروش چقدر تغییر در سود عملیاتی ایجاد می کند و با تغییر سود عملیاتی چه تغییری در سود هر سهم ایجاد می شود؟ چگونگی این تغییرات بستگی به ساختارها (ترکیب هزینه ثابت و هزینه های متغیر) همچنین میزان هزینه های ثابت مالی مانند هزینه وام و سود سهام ممتاز که ناشی از ساختار سرمایه است، می باشد.

اهرم در نتیجه استفاده بیشتر از وجوه یا داریی ثابت است که برای افزای بازده سهامداران مورد استفاده قرار می گیرد. افزایش در اهرم از یکسو موجب افزایش بازده و از سوی دیگر نیز موجب افزایش ریسک خواهد شد. کاهش در اهرم نیز موجب کاهش بازده و ریسک می شود.

اهرم عملیاتی: رابطه بین سطح فروش و سود قبل از بهره و مالیات ( EBIT ) را نشان می دهد.

اهرم مالی: رابطه بین سود عملیاتی ( EBIT ) و سود هر سهم ( EPS ) را نشان می دهد.

اهرم مرکب: رابطه بین سطح فروش و سود هر سهم ( EPS ) را نشان می دهد.

درجه اهرم عملیاتی:

درجه اهرم عملیاتی عبارت است از درصد تغییر سود قبل از بهره و مالیات در مقابل یک درصد تغییر در فروش.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

رابطه فوق بیانگر تغییر درجه اهرم عملیاتی (متغیر وابسته) در مقابل تغییر در تعداد فروش است یعنی در سطوح مختلف فروش درجه اهرم عملیاتی متفاوت است.

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) با افزایش تعداد فروش درجه اهرم عملیات کاهش می یابد. (تابع OL تابعی نزولی است).

2) اگر تعداد فروش صفر باشد، درجه اهرم عملیاتی صفر است.

3) اگر تعداد فروش کمتر از نقطه سر به سر باشد، درجه اهرم عملیاتی منفی است.

4) اگر تعداد فروش معادل نقطه سر به سر باشد، درجه اهرم عملیاتی مساوی بی نهایت می باشد. (چون مخرج کسر مساوی صفر خواهد شد).

5) در صورتی که تعداد فروش بیشتر از نقطه سر به سر باشد درجه اهرم عملیاتی مثبت است (شرکت سودآور بوده و مخرج کسر مثبت است).

6) درجه اهرم عملیانی کلیه اعداد را می تواند اختیار کند به جز اعداد بین صفر و یک.

7) در اطراف نقطه یسر به سر درجه اهرم عملیاتی بسیار زیاد است در نتیجه ریسک تجاری نیز در چنین شرایطی بیشتر از سطوح دیگر فروش است.

8) درجه اهرم عملیاتی با هزینه ثابت رابطه مستقیم دارد، با افزایش هزینه ثابت (در صورت عدم تغییر در سایر اقلام) درجه اهرم عملیاتی افزایش خواهد یافت.

9 ) درجه اهرم عملیاتی و نقطه سر به سر عملیاتی رابطه مستقیم دارند هر چه نقطه سر به سر افزایش یابد درجه اهرم عملیاتی افزایش می یابد.

ریسک تجاری:

تغییرات سود قبل از بهره و مالیات، ممکن است ناشی از تغییرات فروش ( تغییر در تعداد یا قیمت) مبلغ هزینه و چگونگی ساختار هزینه های ثابت و متغیر باشد، آن بخش از ریسک تجاری که ناشی از چگونگی ساختار هزینه ثابت و متغیر است مربوط به ریسک تجاری است که اهرم عملیاتی ایجاد می کند، هر چه درجه اهرم عملیاتی بیشتر باشد در صورت تغییر در فروش، سود قبل از بهره و مالیات با شدت بیشتری تغییر می کند در نتیجه شرکت هایی که از درجه اهرم عملیاتی بزرگتری برخوردارند عملاً دارای ریسک تجاری بیشتری نی می باشند.

یکی از کاربردهای درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟ اهرم عملیاتی اندازه گیری خطا در پیش بینی سود عملیاتی است.

رابطه EPS – EBIT :

برای محاسبه سود هر سهم ( EPS ) ابتدا سود قبل از بهره و مالیات ( EBIT ) محاسبه شده سپس از آن مالیات و بهره را کسر می کنند، عدد حاصل سود پس از مالیات است. از سود پس از مالیات اگر سود سهام ممتاز را کسر کنیم آنچه باقی می مانند سود سهامدارن عادی است و در صورتی که سود سهامداران عادی را به تعداد سهام عادی تقسیم کنیم سود هر سهم ( EPS ) بدست می آید.

در صورتی که سود قبل از بهره و مالیات را با y نشان دهیم می توانیم بین سود قبل از بهره و مالیات و سود هر سهم رابطه زیر را بنویسیم:

نقطه سر به سر مالی:

نقطه سر به سر مالی آن مقدار از سود عملیاتی است که به ازای آن سود هر سهم مساوی صفر خواهد شد.

درجه اهرم مالی:

درجه اهرم مالی عبارتست از درصد تغییر سود هر سهم در مقابل یک درصد تغییر در سود قبل از بهره و مالیات.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) در صورتی که هزینه ثابت مالی صفر باشد، درجه اهرم مالی مساوی 1 می باشد.

2) هر چه هزینه ثابت مالی بیشتر افزایش یابد، درجه اهرم مالی نیز افزایش خواهد یافت.

3) در سطوح مختلف سود قبل از بهره و مالیات، درجه اهرم مالی متفاوت است و با افزایش سود قبل از بهره و مالیات، درجه اهرم مالی کاهش می یابد.

4) اگر سود قبل از بهره و مالیات صفر باشد، درجه اهرم مالی برابر صفر است.

5) اگر سود قبل از بهره و مالیات کمتر از نقطه سر به سر مالی باشد، درجه اهرم مالی منفی است.

6) اگر سود قبل از بهره و مالیات معادل هزینه ثابت مالی باشد درجه اهرم مالی بی نهایت است.

7) در صورتیکه سود قبل از بهره و مالیات بیشتر از نقطه سر به سر مالی باشد، درجه اهرم مالی مثبت است.

8) درجه اهرم مالی با هزینه بهره، سود سهام ممتاز و نرخ مالیات رابطه مستقیم دارد، یعنی با افزایش این اقلام درجه اهرم مالی افزایش خواهد یافت.

کاربردهای اهرم مالی:

توجیه کننده تغییرات سود هر سهم در مقابل تغییرات سود قبل از بهره و مالیات ؛ توجیه کننده اشتباهات در پیش بینی سود هر سهم ؛ اهرم مالی بیانگر ساختار مالی شرکت ها است.

ریسک مالی:

تغییراتی که در پیش بینی سود هر سهم زخ می دهد قسمتی از آن ناشی از چگونگی ساختار مالی است. در شرکت هایی که ساختار مالی آنها دارای درجه اهرم مالی بیشتری است، تغییرات سود هر سهم از شدت بیشتری برخودار است و دارای ریسک مالی بیشتری است.

افزایش هزینه های ثابت مالی باعث افزایش نقطه سر به سر مالی شده و افزایش نقطه سر به سر مالی موجب افزایش در ریسک مالی شرکت خواهد شد.

افزایش یا کاهش در نقطه سر به سر مالی موجب افزایش یا کاهش ریسک مالی خواهد شد.

درجه اهرم مرکب:

درجه اهرم بیانگر میزان تغییر سود هر سهم در مقابل یک درصد تغییر در فروش است.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) در هر سطحی از فروش درجه اهرم مرکب تغییر می کند.

2) هر چه تعداد فروش افزایش یابد، درجه اهرم مرکب کاهش می یابد.

3) اگر هزینه ثابت عملیاتی و هزینه ثابت مالی صفر شوند درجه اهرم مرکب مساوی یک خواهد شد.

4) اگر تعداد فروش صفر شود درجه اهرم مرکب صفر خواهد شد.

5) اگر تعداد فروش کمتر از نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب منفی است.

6) اگر تعداد فروش معادل نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب بی نهایت است.

7) اگر تعداد فروش بیش از نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب مثبت است.

8) درجه اهرم مرکب بین صفر و یک نخواهد بود.

کاربرد اهرم مرکب:

توجیه تغییرات شدید سود هر سهم ؛ توجیه اشتباه در پیش بینی سود هر سهم ؛ درجه اهرم مرکب شاخص ریسک کل شرکت است.

فروش و سود هر سهم:

در صورت حساب سود و زیان، از فروش شروع شده و نهایتاً به سود هر سهم خواهیم رسید. هر گونه تغییر در فروش موجب تغییر در سود قبل از بهره و مالیات شده و آن نیز موجب تغییر در سود هر سهم خواهد شد. چه رابطه ای بین فروش و سود هر سهم وجود دارد؟

در رابطه فوق در صورتی که با تغییر تعداد فروش، قیمت هر واحد کالا، هزینه متغیر واحد، هزینه ثابت، بهره، نرخ مالیات و سود سهام ممتاز و تعداد سهام عادی ثابت باشند در هر سطحی از فروش سود هر سهم متفاوتی خواهیم داشت.

نقطه سر به سر مرکب:

نقطه سر به سر کل یا مرکب آن مقدار از فروش است که به ازای آن، سود هر سهم صفر خواهد شد.

Q آن تعداد از فروش است که به ازای آن می توانیم سود قبل از بهره و مالیاتی معادل هزینه ثابت مالی ( ) ایجاد کنیم و یا به عبارتی به نقطه سر به سر مالی برسیم.

هر چه هزینه ثابت مالی افزایش یابد، نقطه سر به سر کل افزایش خواهد یافت.

ریسک کل شرکت:

ریسک کل شرکت همان ریسک ورشکستگی است شامل ریسک تجاری و ریسک مالی است. ریسک تجاری ناشی از درجه اهرم عملیاتی و ریسک مالی نیز ناشی از درجه اهرم مالی است. تغییر هزینه عملیاتی و مالی اگر منجر به افزایش نقطه سر به سر شرکت گردد ریسک کل شرکت نیز افزایش خواهد یافت.

هر عاملی که منجر به تغییر در نقطه سر به سر کل شرکت گردد، ریسک کل شرکت را نیز تغییر خواهد داد. این عوامل ممکن است تغییر قیمت کالا، هزینه متغیر واحد، هزینه ثابت مالی و هزینه ثابت عملیاتی باشد.

تغییرات درجه اهرم عملیاتی / مالی / مرکب:

نمودار این توابع به صورت یک تابع هموگرافیک است که توابع OL و FL و CL یک تابع نزولی می باشد و نمودار تغییرات آن بهشرح زیر می باشد:

محاسن و معایب اهرم ها:

اهرم ها بیانگر چگونگی تغییرات سود قبل از بهره و مالیات و سود هر سهم می باشند ؛ اهرم ها توجیه کننده اشتباهات در پیش بینی سود هر سهم قبل از بهره و مالیات می باشند ؛ از اهرم ها می توان برای محاسبه ریسک استفاده کرد، از اهرم عملیاتی برای محاسبه ریسک تجاری و از اهرم مالی برای محاسبه ریسک مالی و از اهرم مرکب برای ریسک کل شرکت.

در هر سطحی از فروش و با تغییر در عوامل ایجاد کننده سود، درجه اهرم ها متفاوتند.

اهرم اقتصادی چیست؟ - مجله عکسفا

به گزارش مجله عکسفا، خبرنگاران | سرویس علوم - اگر با دنیای بیزینس سر و کار داشته باشید، حتما بارها اصطلاح اهرم اقتصادی را شنیده و یا به کار برده اید. اهرم اقتصادی اصطلاحی است که به روشی برای تکثیر سود یا زیان اشاره می نماید. در واقع اهرم یعنی قرض کردن پول به قصد چندبرابر کردن درآمد حاصل از داد و ستد. برای درک کامل تر و دقیق تر این اصطلاح اقتصادی و آشنایی با مثال های مختلف، این مطلب را از دست ندهید.

اهرم اقتصادی چیست؟

منظور از اهرم اقتصادی چیست؟

منظور از اهرم اقتصادی (leverage)، استفاده از انواع ابزارهای اقتصادی (مثل اوراق بهادار، وام، قرض، درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟ سرمایه گذاری) برای افزایش نرخ بازدهی بالقوه سرمایه گذاری در یک بنگاه است. همچنین اهرم اقتصادی را می توان قرض کردن پول برای چند برابر کردن سرمایه یا معامله پایاپای دانست. این اصطلاح در حوزه مدیریت اقتصادی، به تکثیر سود یا زیان اشاره دارد.

روش های متداول در کسب اهرم اقتصادی را می توان موارد زیر دانست:

  • قرض
  • وام بانکی
  • خرید دارایی ثابت
  • انتشار اوراق بهادار
  • استفاده از ابزارهای مشتقه

درجه اهرم اقتصادی (DFL) چیست؟

درجه یا حساسیت سود هر سهم (EPS: EARNING PER SHARE) نسبت به نوسانات درآمد عملیاتی، درجه اهرم اقتصادی نامیده می گردد. کار درجه اهرم اقتصادی (DFL:DEGREE OF FINAANCIAL LEVERAGE) اندازه گیری درصد تغییر EPS برای یک واحد تغییر در درآمد قبل از بهره و اقتصادیات (EBIT: EARNING BEFORE INETESRST & TAX) است. یعنی: (DFL= EBIT / (EBIT-I)

هر چقدر اهرم اقتصادی بالاتر باشد، نوسان سود هر سهم (EPS) بیشتر است. یعنی برای هر یک درصد تغییر در EBIT یا درآمد عملیاتی، سود هر سهم (EPS) چقدر تغییر می نماید. منظور از I در فرمول بالا INTEREST (نرخ بهره) است.

مثالی ساده برای درک بهتر اهرم اقتصادی

فرض کنید که شما صاحب 20 سکه طلا هستید و با آن به قیمت روز در بازار معامله می کنید. در طول یک بازه زمانی خاص، 1 سکه سود می کنید. سپس به یک کارگزاری بورس رجوع نموده و 80 سکه از او قرض می گیرید. اکنون شما صاحب 100 سکه طلا هستید و 110 سکه بدست می آورید. از این 110 سکه، 80 سکه قرض است و 10 سکه هم از قبل داشتید. می ماند 10 سکه که سود خالص شماست. این روش، یک روش اهرم اقتصادی برای حداکثر سازی سود در معامله است.

(اطلاعات قراردادهای معاملات آینده را در بورس کالا در سایت IME.CO.IR بدست آورید)

اوراق سَلَف (پیش خرید نقدی محصولات واحدهای تولیدی به قیمت مشخص) از جمله ابزارهای اقتصادی است که در بازار بورس ایران TSETMC.COM مبادله می گردد)

آیا اهرم های اقتصادی، ریسک ایجاد می نمایند؟

بله. یکی از عوامل ایجاد نماینده ریسک، اهرم اقتصادی است که به واسطه ایجاد بدهی و هزینه های ثابت اقتصادی بوده و می تواند ریسک فعالیت های شرکت را افزایش دهد.

بین اهرم اقتصادی و معیارهای سنجش عملکرد شرکت های بورسی و خارج بورسی، رابطه ای وجود دارد که در بازدهی و زیان آن ها تاثیرگذار است و موضوع تحقیقاتی دانشجویان ارشد و دکتری است.

دو مثال برای ایجاد اهرم اقتصادی

  • مثال 1) یک شرکت یا موسسه یا نهاد دولتی، برای توسعه پروژه های صنعتی و خدماتی اش، با انتشار اوراق مشارکت که سود علی الحساب قابل پرداخت در سررسید دارد، نقدینگی برای پروژه ها جذب می نماید. سپس با جذب نقدینگی، احتیاج به سرمایه کمتری جهت انجام پروژه ها دارد. با این کار، اهرم اقتصادی برای خود فراهم می نماید تا در یک بازه زمانی، با جذب پول و پرداخت سود، توانایی اتمام پروژه و کسب عایدی در بلندمدت را ایجاد کند.
  • مثال 2) یک بنگاه چه در بازار سرمایه و چه خارج از بورس، یک دارایی ثابت (fixed asset) خرید نموده و با این کار، به سرمایه خود می افزاید و یک اهرم اقتصادی برای خودش فراهم می نماید. با این دارایی که ارزش روز مشخصی دارد، ظرفیت اعتبارگیری آن از بانک ها و موسسات اقتصادی و اعتباری با توثیق (رهن) اسناد این دارایی، افزایش می یابد و شرکت می تواند وام یا ضمانت نامه جهت شرکت در پروژه ها و مناقصات دولتی و اخذ پیش پرداخت یا ضمانت حسن اجرای تعهدات، دریافت کند.

ابزارهای مشتقه و اهرم اقتصادی

ابزارهای مشتقه اقتصادی (DERIVATIVE CONTRACT) را می توان مصداقی از اهرم اقتصادی دانست. ابزار مشتقه به قرارداد یا اوراقی اطلاق می گردد که وابسته به ارزش کالا یا ارز یا اوراق بهادار است و ارزش مستقلی مثل زمین و مسکن یا طلا ندارد. پیمان های آینده (FORWARD CONTRACTS) قراردادهای آینده (FUTURES CONTRACT) و اختیار معامله (OPTIONS)، دو نوع از این ابزار اقتصادی است. سرعت معاملات و ضریب نقدشوندگی دارایی ها در این بازار، بیشتر است و هزینه کمی دارد.

  • اوراق مشتقه فرابورس (OTC) از مصداق های اهرم اقتصادی برای شرکت است.
  • اوراق مشترک مبادله ای که معامله استاندارد و رسمی قابل معامله در بازار رسمی اوراق مشتقه است، بین شرکت یا شخصیت حقیقی یا حقوقی صورت می گیرد و از مصداق های اهرم اقتصادی است.

منظور از قراردادهای مشتقه در اهرم اقتصادی چیست؟

سه نوع از قراردادهای معمول مشتقه به توضیح زیر است:

1. اهرم اقتصادی با معاملات آینده

این معاملات که از اهرم های اقتصادی محسوب می گردد، به 2 دسته فیوچر و فوروارد تقسیم بندی می گردد. قرارداد آینده، قرارداد استاندارد شده ای است که خریدار و فروشنده، توافق و تعهد نموده که مقدار مشخصی از کالا را به قیمت مشخص و در زمان و مکان مشخص، معامله نمایند. مثل بازار بورس. اما پیمان آینده یعنی این که در خارج از تالار بورس، خریدار و فروشنده توافق می نمایند که مقدار مشخصی از کالا به قیمت مشخص در زمان مشخص، معامله گردد. چه قیمت در زمان معامله بالا برود چه پایین.

2. اهرم اقتصادی با اختیار معامله

نوعی از اهرم های اقتصادی است که خریدار و فروشنده، توافق می نمایند که یکی از آن ها با پرداخت پول مشخص، اختیار خرید یا فروش کالای خاصی به مقدار مشخص و به قیمت مشخص در آینده را داشته باشد و با این حساب، اختیار معامله به او واگذار می گردد.

3. اهرم اقتصادی با سواپ (swap)

یعنی معامله پایاپای. یعنی قرارداد معاوضه ای. به معنی عوض کردن و مبادله کردن و جایگزین کردی چیزی است. نوعی از ابزار های مشتقه و اهرم های اقتصادی بنگاه ها بوده که جریان نقدینگی را بر اساس ارزش پایه واحد های پولی و نرخ های مبادلات و بهره و سهام، برنامه ریزی می نمایند و پیش از تاریخ آینده، مورد معامله قرار می گیرد.

اهرم اقتصادی با سواپ یعنی یک طرف قرارداد، نسبت به معاوضه عواید ناشی از ابزار اقتصادی خود با عواید ناشی از ابزار اقتصادی طرف مقابل اقدام می نماید. مثلا، ایران، از کشور هایی در نوار شاقتصادی کشور برای استان های این بخش از کشور، برق وارد کند و به همان مبلغ دلاری خرید برق از کشوری، نفت به قیمت روز از خلیج فارس برای کشور صادر نماینده برق، به فروش برساند. یعنی سواپ برق و نفت. سواپ برق، راه چاره پیاده سازی اقتصاد مقاومتی در حوزه انرژی است.

اهرم اقتصادی و عملکرد شرکت

اهرم اقتصادی، فاکتور مشخص نماینده در توانایی اقتصادی شرکت است. اهرم اقتصادی، درجه درماندگی اقتصادی و ظرفیت های اقتصادی شرکت را به نمایش می گذارد. از نظر بعضی محققان (مثل بریلی و میرس)، اهرم اقتصادی ریسک آفرین است و ریسک شرکت را افزایش می دهد. مشخص است که وقتی شما، دارایی از جایی قرض می گیرید (مثل انتشار اوراق مشارکت و یا وام بانکی با بهره بالا) ریسک فعالیت های شرکت افزایش خواهد یافت. چرا که باید در سررسید، سود وام دهنده پرداخت تا مشمول جریمه دیرکرد نگردد.

همراهان گرامی

جدیدترین کتاب های روز ایران درباره اهرم اقتصادی و ابزارهای نوین مربوطه در بورس کالا و فرابورس ایران را می توانید در سایت کتابخانه ملی جستجو کنید. اگر با سوالی روبرو شدید، به وسیله بخش ارسال نظر آن را با ما و خوانندگان خبرنگاران در میان بگذارید. اگر به تازگی می خواهید وارد دنیای بورس شوید پیشنهاد می کنیم آموزش خرید و فروش سهام در بورس به صورت آنلاین را حتما مطالعه کنید.

درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟

نسبتی که حساسیت سود هر سهم (EPS) شرکت را نسبت به نوسانات درآمد عملیاتی اش، درنتیجه تغییرات ساختار سرمایه اندازه‌گیری می‌کند. درجه اهرم مالی (DFL) درصد تغییر EPS را برای یک واحد تغییر در درآمدها قبل از بهره و مالیات (EBIT) اندازه می‌گیرد

ناکامی در پرداخت فوری سود یا اصل سرمایه در زمان مقرر، نکول یا ورشکستگی گفته می‌شود. این نکول زمانی اتفاق میفتد که طرف بدهکار قادر به برآورده کردن تعهد قانونی بازپرداخت بدهی نیست. قرض گیرنده ممکن است وقتی از انجام پرداخت های لازم ناتوان بوده یا مایل به پرداخت بدهی نباشد، نکول نماید.

تورم نرخ افزایش سطح عمومی قیمت‌هاست. وقتی نرخ تورم مثبت است قیمت کالاها و خدمات مدام افزایش پیدا می‌کند و درنتیجه قدرت خرید افراد کاهش می‌یابد. مسئولیت اصلی بانک مرکزی کنترل تورم است. به‌گونه‌ای که فعالیت‌های اقتصادی دچار اخلال نشود.

#تعریف #تورم ناشی از فشار تقاضا چیست؟

تورم ناشی از فشار تقاضا اصطلاحی است که در اقتصاد کینزی به کار می‌رود تا سناریویی را توصیف کند که در آن سطح قیمت ها به خاطر عدم تعادل در عرضه و تقاضای کل افزایش می‌یابد.

حاشیه سود یکی از نسبت های سودآوری است که از تقسیم درآمد خالص بر درآمد، یا سود خالص بر فروش به دست می‌آید. درآمد یا سود خالص ممکن است با تفریق همه هزینه های شرکت، از جمله هزینه های عملیاتی، هزینه مواد اولیه و هزینه های مالیاتی، از کل درآمد به دست آید. حاشیه سود به شکل درصد بیان می‌شود و مشخص می‌کند که یک شرکت چه مقدار از هر یک دلار فروش را در حساب مربوط به درآمدها نگه‌داری می‌کند. حاشیه سود 20 درصدی به این معنی است که شرکت دارای درآمد خالص 0.20 دلار به ازای هر دلار از کل درآمدهای کسب شده است.

#دکتر #نفیسه #ابراهیمی
مدرس آکادمی های کسب و کار
مشاور برندینگ برند های معتبر بین المللی
#Dr #Nafiseh #Ebrahimi
👇👇👇
@succeswork
💰💰💰
#مدرسه #کسب و #کار
https://t.me/joinchat/AAAAAD8K2FBDiYsAcwcwKA

#مشاور #کسب و کار #مدرس #سخنران
تحلیلگر اقتصادی تجارت بین الملل
#دکتر #ابراهیمی
0912436..51
@DrNEbrahim

درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟

جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

برنامه ریزی سود و تجزیه و تحلیل اهرم ها:

در گزارش سود و زیان، عملکرد مالی شرکت در یک دوره مالی مورد ارزیابی قرار می گیرد. از آنجا که سودآوری شرکت یکی از مهمترین پارامترهای تعیین کننده ارزش شرکت است، برای تجزیه و تحلیل سود باید عوامل مؤثر بر آن را مورد بررسی قرار دهیم. در این تجزیه و تحلیل می توان از رویکردهای نقطه سربه سر و تجزیه و تحلیل اهرم ها استفاده کرد.

در رویکرد نقطه سر به سر چگونگی ارتباط بین فروش، هزینه ها و میزان سودآوری مورد ارزیابی قرار می گیرد. در تجزیه و تحلیل اهرم ها، چگونگی تغییر در سود عملیاتی یا سود خالص در مقابل تغییر در فروش مورد مطالعه قرار می گیرد. همچنین با تحلیل اهرم ها می توان میزان ریسک تجرای یا ریسک مالی را اندازه گیری کرد.

نتیجه نهایی عملکرد یک شرکت، سود هر سهم ( EPS ) است که برای محاسبه آن ابتدا سود قبل از بهره و ملایات ( EBIT ) محسابه می شود، سپس با لحاظ کردن هزینه بهره و مالیات و سود یهام ممتاز، سود هر سهم محاسبه می گردد. در این تجزیه و تحلیل ابتدا با استفاده از نقطه سر به سر و درجه اهرم عملیاتی عوامل مؤثر بر تغییرات سود قبل از بهره و مالیات مورد ارزیابی قرار می گیرد، سپس قسمت دیگر صورت حساب سود و زیان یعنی قسمت مالی آن که چگونگی ارتباط سود هر سهم و سود قبل از بهره و مالیات را بیان می کند، مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر:

در تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر روابط متقابل بین فروش، هزینه ها و سود مورد ارزیابی قرار می گیرد.

در یک رابطه کلی، سود با فروش رابطه مستقیم و با هزینه ها رابطه عکس دارد.

تجزیه و تحلیل هزینه ها:

یکی از طبقه بندی های هزینه ها، تفکیک آنها به هزینه های ثابت ، متغیر و نیمه متغیر است.

هزینه ثابت: هزینه هایی که با تغییر در سطوح مختلف تولید تغییری در این هزینه ها ایجاد نمی شود (مانند هزینه اجاره).

هزینه های متغیر: برخی از هزینه های شرکت است که مقدار آن در سطوح مختلف تولید متفاوت است و متناسب با افزایش سطح تولید مقدار کل آن افزایش می یابد (مانند هزینه مواد مصرفی).

هزینه متغیر کل عبارتست از حاصلضرب هزینه متغیر واحد در تعداد تولید.

در صورتی که با افزایش سطح تولید هزینه متغیر واحد ثابت باشد نمودار آن (الف) و در صورتی که با افزایش تولید هزینه متغیر واحد کاهش یابد (ب) و در صورتی که هزینه متغیر واحد افزایش یابد به صورت شکل (ج) خواهد بود.

هزینه های نیمه متغیر: هزینه های نیمه متغیر هزینه هایی هستند که از دو جزء تشکیل شده اند که یک جزء آن ثابت و جزء دیگر آن متغیر است (مانند هزینه نگهداری و تعمیرات).

هزینه کل: حاصل جمع هزینه های متغیر و هزینه ثابت هزینه کل است.

در این نمودار اگر تعداد تولید Q باشد، هزینه ثابت Qa و هزینه های متغیر Qb و هزینه کل Qm خواهد بود. شیب نمودار هزینه کل برابر با شیب نمودار هزینه متغیر است.

تجزیه و تحلیل فروش:

درآمد حاصل از فروش عبارت است از تعداد محصول فروش رفته ضرب در بهای فروش هر واحد. بنابراین تغییر واحد در درآمد فروش متأثر از تغییر در تعداد فروش یا تغییر در قیمت هر واحد می باشد: اگر قیمت واحد با افزایش فروش تغییر نکند نمودار درآمد حاصل از فروش به شکل (الف) خواهد بود. در صورتی که با افزایش سطح فروش قیمت هر واحد افزایش یابد نمودار فروش به شکل (ب) و در صورتی که قیمت واحد کاهش یابد به شکل (ج) خواهد بود.

تجزیه و تحلیل تغییرات سود:

تغییرات سود ناشی از تغییرات فروش و یا تغییر در هزینه ها است.

K : مبلغ سود ؛ P : قیمت هر واحد کالا ؛ Q : تعداد فروش یا تولید ؛ V : هزینه متغیر واحد ؛ F : هزینه ثابت.

در تجزیه و تحلیل سود دو حالت در نظر گرفته می شود:

حالت 1 : در صورتیکه با افزایش تعداد فروش هزینه متغیر واحد و قیمت واحد ثابت بمانند که در این صورت روابط خطی است و نمودار آن به شکل زیر است.

نمودار فوق نشان می دهد در شرایطی که تعداد فروش است زیان ایجاد می کند، اگر تعداد به برسد در نقطه سر به سر است (هزینه مساوی درآمد) و در سود ایجاد می شود.

در صورتی که باشد ابتدا زیان خواهیم داشت، با افزایش تولید به نقطه سر به سر می رسیم و سپس با افزایش تولید شرکت به سودآوری می رسد.در صورتی که باشد، به ازای تمام مقادیر تولید زیان خواهیم داشت.

برای تعیین مقادیر سود در مقابل تغییرات تعداد فروش می توانیم از روابط زیر استفاده کنیم. (سود قبل از بهره و مالیات = K )

در صورتی که مبالغ کلی داده شود و بخواهیم مبلغ فروش را در شرایطی که K ریال سود ایجاد می کند محاسبه کنیم می توانیم از روابط زیر استفاده نماییم:

در صورتی که تعداد محصول شرکت بیشتر از یک نوع باشد می توان از رابطه زیر استفاده کرد:

درصد فروش ؛ قیمت ؛ هزینه متغیر هر یک از محصولات الف، ب، ج است.

حالت 2 : اگر با افزایش تعداد فروش، هزینه متغیر واحد و قیمت هر واحد کالا کاهش می یابد و نمودار آن غیر خطی است و به شکل زیر می باشد.

1) سه منطقه سود و زیان داریم، اگر تعداد فروش کمتر از باشد زیان ؛ اگر تعداد فروش بین و باشد سود و اگر تعداد فروش بیشتر از باشد زیان خواهیم داشت.

2) معمولاً دو نقطه سر به سر داریم ( و ).

3) حداکثر سود در شرایطی است که تعداد فروش بین دو نقطه سر به سر باشد و شیب دو خط TC و TR مساوی باشند و یا به عبارتی درآمد نهایی مساوی هزینه نهایی است ( MR=MC ).

تجزیه و تحلیل اهرم ها:

با تغییر در مقدار فروش، سود عملیاتی و سود هر سهم تغییر می کنند. می خواهیم مطالعه کنیم تغییر در سطح فروش چقدر تغییر در سود عملیاتی ایجاد می کند و با تغییر سود عملیاتی چه تغییری در سود هر سهم ایجاد می شود؟ چگونگی این تغییرات بستگی به ساختارها (ترکیب هزینه ثابت و هزینه های متغیر) همچنین میزان هزینه های ثابت مالی مانند هزینه وام و سود سهام ممتاز که ناشی از ساختار سرمایه است، می باشد.

اهرم در نتیجه استفاده بیشتر از وجوه یا داریی ثابت است که برای افزای بازده سهامداران مورد استفاده قرار می گیرد. افزایش در اهرم از یکسو موجب افزایش بازده و از سوی دیگر نیز موجب افزایش ریسک خواهد شد. کاهش در اهرم نیز موجب کاهش بازده و ریسک می شود.

اهرم عملیاتی: رابطه بین سطح فروش و سود قبل از بهره و مالیات ( EBIT ) را نشان می دهد.

اهرم مالی: رابطه بین سود عملیاتی ( EBIT ) و سود هر سهم ( EPS ) را نشان می دهد.

اهرم مرکب: رابطه بین سطح فروش و سود هر سهم ( EPS ) را نشان می دهد.

درجه اهرم عملیاتی:

درجه اهرم عملیاتی عبارت است از درصد تغییر سود قبل از بهره و مالیات در مقابل یک درصد تغییر در فروش.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

رابطه فوق بیانگر تغییر درجه اهرم عملیاتی (متغیر وابسته) در مقابل تغییر در تعداد فروش است یعنی در سطوح مختلف فروش درجه اهرم عملیاتی متفاوت است.

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) با افزایش تعداد فروش درجه اهرم عملیات کاهش می یابد. (تابع OL تابعی نزولی است).

2) اگر تعداد فروش صفر باشد، درجه اهرم عملیاتی صفر است.

3) اگر تعداد فروش کمتر از نقطه سر به سر باشد، درجه اهرم عملیاتی منفی است.

4) اگر تعداد فروش معادل نقطه سر به سر باشد، درجه اهرم عملیاتی مساوی بی نهایت می باشد. (چون مخرج کسر مساوی صفر خواهد شد).

5) در صورتی که تعداد فروش بیشتر از نقطه سر به سر باشد درجه اهرم عملیاتی مثبت است (شرکت سودآور بوده و مخرج کسر مثبت است).

6) درجه اهرم عملیانی کلیه اعداد را می تواند اختیار کند به جز اعداد بین صفر و یک.

7) در اطراف نقطه یسر به سر درجه اهرم عملیاتی بسیار زیاد است در نتیجه ریسک تجاری نیز در چنین شرایطی بیشتر از سطوح دیگر فروش است.

8) درجه اهرم عملیاتی با هزینه ثابت رابطه مستقیم دارد، با افزایش هزینه ثابت (در صورت عدم تغییر در سایر اقلام) درجه اهرم عملیاتی افزایش خواهد یافت.

9 ) درجه اهرم عملیاتی و نقطه سر به سر عملیاتی رابطه مستقیم دارند هر چه نقطه سر به سر افزایش یابد درجه اهرم عملیاتی افزایش می یابد.

ریسک تجاری:

تغییرات سود قبل از بهره و مالیات، ممکن است ناشی از تغییرات فروش ( تغییر در تعداد یا قیمت) مبلغ هزینه و چگونگی ساختار هزینه های ثابت و متغیر باشد، آن بخش از ریسک تجاری که ناشی از چگونگی ساختار هزینه ثابت و متغیر است مربوط به ریسک تجاری است که اهرم عملیاتی ایجاد می کند، هر چه درجه اهرم عملیاتی بیشتر باشد در صورت تغییر در فروش، سود قبل از بهره و مالیات با شدت بیشتری تغییر می کند در نتیجه شرکت هایی که از درجه اهرم عملیاتی بزرگتری برخوردارند عملاً دارای ریسک تجاری بیشتری نی می باشند.

یکی از کاربردهای اهرم عملیاتی اندازه گیری خطا در پیش بینی سود عملیاتی است.

رابطه EPS – EBIT :

برای محاسبه سود هر سهم ( EPS ) ابتدا سود قبل از بهره و مالیات ( EBIT ) محاسبه شده سپس از آن مالیات و بهره را کسر می کنند، عدد حاصل سود پس از مالیات است. از سود پس از مالیات اگر سود سهام ممتاز را کسر کنیم آنچه باقی می مانند سود سهامدارن عادی است و در صورتی که سود سهامداران عادی را به تعداد سهام عادی تقسیم کنیم سود هر سهم ( EPS ) بدست می آید.

در صورتی که سود قبل از بهره و مالیات را با y نشان دهیم می توانیم بین سود قبل از بهره و مالیات و سود هر سهم رابطه زیر را بنویسیم:

نقطه سر به سر مالی:

نقطه سر به سر مالی آن مقدار از سود عملیاتی است که به ازای آن سود هر سهم مساوی صفر خواهد شد.

درجه اهرم مالی:

درجه اهرم مالی عبارتست از درصد تغییر سود هر سهم در مقابل یک درصد تغییر در سود قبل از بهره و مالیات.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) در صورتی که هزینه ثابت مالی صفر باشد، درجه اهرم مالی مساوی 1 می باشد.

2) هر چه هزینه ثابت مالی بیشتر افزایش یابد، درجه اهرم مالی نیز افزایش خواهد یافت.

3) در سطوح مختلف سود قبل از بهره و مالیات، درجه اهرم مالی متفاوت است و با افزایش سود قبل از بهره و مالیات، درجه اهرم مالی کاهش می یابد.

4) اگر سود قبل از بهره و مالیات صفر باشد، درجه اهرم مالی برابر صفر است.

5) اگر سود قبل از بهره و مالیات کمتر از نقطه سر به سر مالی باشد، درجه اهرم مالی منفی است.

6) اگر سود قبل از بهره و مالیات معادل هزینه ثابت مالی باشد درجه اهرم مالی بی نهایت است.

7) در صورتیکه سود قبل از بهره و مالیات بیشتر از نقطه سر به سر مالی باشد، درجه اهرم مالی مثبت است.

8) درجه اهرم مالی با هزینه بهره، سود سهام ممتاز و نرخ مالیات رابطه مستقیم دارد، یعنی با افزایش این اقلام درجه اهرم مالی افزایش خواهد یافت.

کاربردهای اهرم مالی:

توجیه کننده تغییرات سود هر سهم در مقابل تغییرات سود قبل از بهره و مالیات ؛ توجیه کننده اشتباهات در پیش بینی سود هر سهم ؛ اهرم مالی بیانگر ساختار مالی شرکت ها است.

ریسک مالی:

تغییراتی که در پیش بینی سود هر سهم زخ می دهد قسمتی از آن ناشی از چگونگی ساختار مالی است. در شرکت هایی که ساختار مالی آنها دارای درجه اهرم مالی بیشتری است، تغییرات سود هر سهم از شدت بیشتری برخودار است و دارای ریسک مالی بیشتری است.

افزایش هزینه های ثابت مالی باعث افزایش نقطه سر به سر مالی شده و افزایش نقطه سر به سر مالی موجب افزایش در ریسک مالی شرکت خواهد شد.

افزایش یا کاهش در نقطه سر به سر مالی موجب افزایش یا کاهش ریسک مالی خواهد شد.

درجه اهرم مرکب:

درجه اهرم بیانگر میزان تغییر سود هر سهم در مقابل یک درصد تغییر در فروش است.

برای محاسبه درجه اهرم عملیاتی می توان از روابط زیر استفاده کرد:

می توان نتایج زیر را از رابطه فوق بدست آورد:

1) در هر سطحی از فروش درجه اهرم مرکب تغییر می کند.

2) هر چه تعداد فروش افزایش یابد، درجه اهرم مرکب کاهش می یابد.

3) اگر هزینه ثابت عملیاتی و هزینه ثابت مالی صفر شوند درجه اهرم مرکب مساوی یک خواهد شد.

4) اگر تعداد فروش صفر شود درجه اهرم مرکب صفر خواهد شد.

5) اگر تعداد فروش کمتر از نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب منفی است.

6) اگر تعداد فروش معادل نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب بی نهایت است.

7) اگر تعداد فروش بیش از نقطه سر به سر کل باشد درجه اهرم مرکب مثبت است.

8) درجه اهرم مرکب بین صفر و یک نخواهد بود.

کاربرد اهرم مرکب:

توجیه تغییرات شدید سود هر سهم ؛ توجیه اشتباه در پیش بینی سود هر سهم ؛ درجه اهرم مرکب شاخص ریسک کل شرکت است.

فروش و سود هر سهم:

در صورت حساب سود و زیان، از فروش شروع شده و نهایتاً به سود هر سهم خواهیم رسید. هر گونه تغییر در فروش موجب تغییر در سود قبل از بهره و مالیات شده و آن نیز موجب تغییر در سود هر سهم خواهد شد. چه رابطه ای بین فروش و سود هر سهم وجود دارد؟

در رابطه فوق در صورتی که با تغییر تعداد فروش، قیمت هر واحد کالا، هزینه متغیر واحد، هزینه ثابت، بهره، نرخ مالیات و سود سهام ممتاز و تعداد سهام عادی ثابت باشند در هر سطحی از فروش سود هر سهم متفاوتی خواهیم داشت.

نقطه سر به سر مرکب:

نقطه سر به سر کل یا مرکب آن مقدار از فروش است که به ازای آن، سود هر سهم صفر خواهد شد.

Q آن تعداد از فروش است که به ازای آن می توانیم سود قبل از بهره و مالیاتی معادل هزینه ثابت مالی ( ) ایجاد کنیم و یا به عبارتی به نقطه سر به سر مالی برسیم.

هر چه هزینه ثابت مالی افزایش یابد، نقطه سر به سر کل افزایش خواهد یافت.

ریسک کل شرکت:

ریسک کل شرکت همان ریسک ورشکستگی است شامل ریسک تجاری و ریسک مالی است. ریسک تجاری ناشی از درجه اهرم عملیاتی و ریسک مالی نیز ناشی از درجه اهرم مالی است. تغییر هزینه عملیاتی و مالی اگر منجر به افزایش نقطه سر به سر شرکت گردد ریسک کل شرکت نیز افزایش خواهد یافت.

هر عاملی که منجر به تغییر در نقطه سر به سر کل شرکت گردد، ریسک کل شرکت را نیز تغییر خواهد داد. این عوامل ممکن است تغییر قیمت کالا، هزینه متغیر واحد، هزینه ثابت مالی و هزینه ثابت عملیاتی باشد.

تغییرات درجه اهرم عملیاتی / مالی / مرکب:

نمودار این توابع به صورت یک تابع هموگرافیک است که توابع OL و FL و CL یک تابع نزولی می باشد و نمودار تغییرات آن بهشرح زیر می باشد:

محاسن و معایب اهرم ها:

اهرم ها بیانگر چگونگی تغییرات سود قبل از بهره و مالیات و سود هر سهم می باشند ؛ اهرم ها توجیه کننده اشتباهات در پیش بینی سود هر سهم قبل از بهره و مالیات می باشند ؛ از اهرم ها می توان برای محاسبه ریسک استفاده کرد، از اهرم عملیاتی برای محاسبه ریسک تجاری و از اهرم مالی برای محاسبه ریسک مالی و از اهرم مرکب برای ریسک کل شرکت.

در هر سطحی از فروش و با تغییر در عوامل ایجاد کننده سود، درجه اهرم ها متفاوتند.

درجه اهرم مالی (DFL) چیست؟

ما را دنبال کنید

اهرم مالی چیست؟

۱۰:۲۷ - ۴ آذر ۱۳۹۹


به گزارش خبرنگار سهامداران بازار سرمایه همچون سایر سرمایه گذاران پیش از سرمایه گذاری باید مجموعه ای از آموزش ها را فرا بگیرند. این روزها فعالیت در بورس بیش از هر زمان دیگری به دغدغه گروهی از افراد تبدیل شده است، به همین دلیل قصد داریم شما را با یکی از مفاهیم بازار سرمایه آشنا کنیم.

اهرم مالی یا Leverage به معنی استفاده از ابزار‌های مالی یا بدهی برای افزایش سود سرمایه گذاری است. یک شرکت یا سرمایه گذار می‌تواند به غیر از دارایی‌ها و سرمایه‌اش، بدون اینکه سرمایه گذار جدیدی اضافه شود به طور مثال از طریق قرض گرفتن (ایجاد بدهی) سرمایه و فعالیت‌های مالی خود را افزایش دهد.

اهرم مالی سالیان زیادی است که در بخش‌های مختلف بازار‌های مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در بازار ملک و مسکن افراد برای خرید خانه، زمین و سایر موارد از وام یا قرض استفاده می‌کنند. هرچه میزان وام و قرض دریافتی بیشتر باشد، فرد می‌تواند سرمایه بیشتر را خریداری نماید در مقابل ریسک بیشتری را برای بازپرداخت وام و قرض متحمل خواهد شد. در سایر بازار‌های مالی نیز افراد برای استفاده از فرصت‌های سرمایه گذاری و کسب سود از وام و اعتبار استفاده می‌کنند. دریافت اعتبار برای خرید سهام و اوراق بهادار نیز نوعی دیگر از استفاده از اهرم مالی است.

شرکت‌ها نیز برای اجرای طرح‌های جدید و تأمین منابع مالی از وام و اعتبار استفاده می‌کنند و اهرم مالی خود را افزایش می‌دهند. هرچه اهرم مالی به کار برده شده در یک شرکت بیشتر باشد به سرمایه کمتری نیاز دارد. استفاده از اهرم مالی سبب می‌شود سود یا ضرر بر روی پایه کمتری باشد، اما نسبت بالاتری بسازد. برای مثال شرکتی را در نظر بگیرید که ۱۰ میلیارد تومان سرمایه دارد. در صورتی که این شرکت برای انجام فعالیت‌های خود بتواند وام و اعتباری برابر ۳۰ میلیارد تومان دریافت کند، اکنون ۴۰ میلیارد تومان برای سرمایه گذاری در عملیات‌های خود خواهد داشت.

استفاده از اهرم مالی در شرکت‌های بورسیهمان‌طور که اشاره شد شرکت‌ها برای تأمین منابع مالی جدید می‌توانند به جای افزایش تعداد سرمایه گذاران، از اهرم مالی استفاده کنند. یکی از مزیت‌های استفاده از اهرم مالی نسبت به انتشار سهام جدید و دعوت سرمایه گذاران، در این است که سود‌های افزایش یافته از محل سرمایه‌گذاری‌های جدید، بین تعداد زیادی از سهامداران توزیع نمی‌شوند. البته باید در نظر بگیریم که اگر برنامه‌های توسعه‌ای شرکت طبق پیش‌بینی‌ها و سودی که مدنظر بوده محقق نشود، ممکن است بدهی بسیار زیادی از محل اهرم مالی برای شرکت ایجاد شود که شرکت را ناگزیر سازد تا از محل سود سهامداران این بدهی‌ها را تسویه کند.

استفاده از اهرم مالی در حالی که سبب می‌شود افراد یا شرکت‌ها بازدهی‌های بالاتری را کسب کنند، سبب بالا رفتن ریسک سرمایه‌گذاری آن‌ها نیز می‌شود. هر چه استفاده از اهرم مالی بیشتر باشد، افراد ریسک بیشتری را نیز باید بپذیرند؛ لذا زمانی که از اهرم برای سرمایه گذاری استفاده می‌شود و سرمایه گذاری مطابق با پیش‌بینی‌ها پیش نرود، زیان احتمالی بسیار بزرگ‌تر از زمانی می‌شود که از اهرم استفاده نشده است.

اهرم سود و زیان بالقوه را بسیار بیشتر می‌کند؛ بنابراین توجه به اهرم مالی شرکت‌ها برای بررسی تحلیلی آن‌ها بسیار مهم است؛ زیرا اهرم مالی نشان می‌دهد که چه میزان از رشد شرکت به وسیله طرح‌های توسعه‌ای و فعالیت‌های شرکتی بوده است یا توسط منابع مالی قرض گرفته، ایجاد شده است. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام می‌تواند این موضوع را به خوبی نشان دهد.

بالا بودن این نسبت به معنی بالا بودن بدهی شرکت و استفاده بیش از حد از اهرم مالی است. در مقابل کم بودن نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام به معنی استفاده بهینه شرکت از سرمایه سهامداران و منابع موجود است. این نسبت برای هر شرکت می‌تواند متفاوت باشد، اما باید آن را با توجه به سایر شرایط شرکت در نظر گرفت تا به میزانی متناسب باشد که احتمال ضرر را کاهش دهد.

بسیاری از تحلیل گران از درجه اهرم مالی (Degree of Financial) برای بررسی‌های تحلیل شرکت‌ها استفاده می‌کنند. DFL به حساسیت سود هر سهم (EPS) نسبت به نوسانات درآمد عملیاتی نیز گفته می‌شود. بدین معنی که هرچقدر اهرم مالی بالاتر باشد، نوسان سود سهم نیز بیشتر است.

بازار مشتقه شامل بازار‌های مختلفی از جمله قرارداد‌های اختیار معامله و آتی است همچنین می توان از اهرم مالی در بازار‌های مشتقه نیز می‌توان استفاده کرد.

به عنوان مثال در بازار آتی سرمایه گذاران از اهرم مالی برخوردارند. در این بازار، قرارداد‌های هر دارایی در شروع، اهرم ۱۰ دارند؛ اما با توجه به شرایط بازار و تغییر وجوه تضمین این میزان تغییر خواهد کرد.

برای مثال اگر کسی بخواهد از بازار قرارداد‌های آتی ۱ کیلو زعفران بخرد، با توجه به اینکه اندازه قرارداد آتی زعفران ۱۰۰ گرم است، باید ۱۰ قرارداد آتی بخرد. برای اخذ ۱۰ قرارداد آتی زعفران این فرد باید به میزان ۱۰ برابر وجه تضمین اولیه قرارداد‌های آتی، وجه نقد به حساب عملیاتی واریز کند. با فرض اینکه وجه تضمین اولیه قرارداد‌های آتی زعفران ۲۰۰ هزار تومان باشد؛ این فرد باید ۲ میلیون تومان پرداخت کنند.

وجه لازم = تعداد قرارداد * وجه تضمین اولیه

۲،۰۰۰،۰۰۰ = ۱۰ * ۲۰۰،۰۰۰

در مقابل اگر فرض کنیم که قیمت یک گواهی سپرده زعفران پوشال در بازار بورس که برابر با ۱ گرم زعفران است، برابر با ۱۰،۰۰۰ تومان باشد، این فرد برای خرید ۱ کیلو زعفران باید ۱،۰۰۰ واحد گواهی خریداری می‌کرد و به وجه نقدی معادل ۱۰ میلیون تومان نیاز داشت.

وجه لازم = قیمت گواهی سپرده * مقدار گواهی سپرده

۱۰،۰۰۰،۰۰۰= ۱۰،۰۰۰ * ۱،۰۰۰

همواره بخشی از معاملات صورت گرفته در بازار سرمایه با استفاده از اهرم مالی یا همان اهرم بدهی انجام شده است. این بخش از معاملات توسط خریدارانی صورت می‌پذیرد که با تثبیت رونق بازار، به دنبال استفاده از فرصت رشد سریع قیمت‌ها هستند. افرادی که همچنان معتقد به بازدهی بالای بازار سرمایه هستند و می‌خواهند با گرفتن منابع مالی از کارگزاری‌ها (گرفتن اعتبار) کسب سود بیشتری کنند.

با توجه به ناپایدار بودن این منابع و ریسک بالایی که این قسمت از بازار به خریداران تحمیل می‌کند، معاملات انجام شده با ضررهای بسیار زیادی پایان می‌یابند. به‌عنوان مثال استفاده از اهرم مالی در سال ۹۲ باعث شد تا بسیاری از سهامداران حقیقی و حقوقی بیش از میزان سرمایه خود، سود کسب کنند و به تبع آن، شاخص کل بورس نیز بیش از حد معمول بالا رفت. در ادامه سال ۹۳ وضعیتی مشابه اما در مسیر نزولی مشاهده شد.

در این سال سهامدارانی که از این اهرم‌های مالی در زمان نامناسب و نزول بازار استفاده کردند، زیان‌های سنگینی را متحمل شدند؛ به عبارت دیگر در زمان‌هایی که بازار سرمایه با هیجان و رشد زیادی همراه است، همراهی یک اهرم مالی همانند خرید اعتباری بر میزان هیجانات افزوده و نگرانی بابت اضافه جهش (overshoot) در بازار به وجود می‌آید.

لذا این تجارب تلخ باعث شکل‌گیری تصور اشتباه درباره مناسب نبودن بازار سرمایه برای سرمایه گذاری می‌شود. در این راستا سازمان بورس به‌عنوان نهاد ناظر در سال‌های اخیر تلاش فوق‌العاده‌ای در جهت قانونمند کردن اعطای اعتبارات در شبکه کارگزاری‌ها به ویژه رعایت نسبت‌های کفایت سرمایه و اخذ وثایق کافی از مشتریان کرده است اما هنوز هم ضرورت مدیریت حجم منابع اعتباری در کل شبکه کارگزاری احساس می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.